روزشمار دولت بختيار – یکشنبه بیست و چهارم دی ماه ١٣٥٧

آیت الله خمینی: من بر حکومت آینده رهبری خواهم داشت

روزنامه اطلاعات امروز در صفحه ٨ خود و از قول خبرگزاری های رویتر، آسوشیتدپرس و یونایتد پرس از پاریس نوشت: » امام خمینی می گویند ایشان قدرتمندترین مرد جمهوری اسلامی خواهند بود. ایشان به خبرنگاران گفتند شاه ظرف چند روز کشور را ترک خواهد کرد ومردم باید هوشیار باشند که در این مدت کودتای نظامی رخ ندهد.» آیت الله خمینی که با خبرنگاران گفتگو می کرد حاضر نشد دقیقا تاریخ ورود خود را به ایران تعیین کنند، اما گفت در هر موقع که خود مناسب بدانند به ایران باز خواهند گشت.
وقتی سوال شد آیا احساس می کنید قدرتمندترین مرد ایران هستید، پاسخ داد » می توانید اینطور فکر کنید. من بر حکومت آینده رهبری و نظارت عالیه خواهم داشت.» این گفته در واقع چرخشی نسبت به اظهارات مکرر پیشین آیت الله خمینی تلقی شده است که گفته بود هیچ نقش رسمی را در دولت آینده ایران نخواهند پذیرفت، زیرا اکنون ٧٨ ساله است، البته پزشکی که شش هفته پیش از وی معاینه به عمل آورد تاکید کرد که حالت جسمانی ایشان مانند مردی چهل ساله است. آیت الله خمینی شورای سلطنت را که دیروز بوسیله شاه تشکیل شده است، مردود دانست و آن را نیز مانند سایر نهادهای ایجاد شده زیر نظر شاه غیر قانونی شمرد.

رييس ساواك به رييس سنديكاى نويسندگان مطبوعات: شما با چه سرعتی مملکت را به سراشیبی سقوط می کشید

تیمسار مقدممحمد علی سفری دبیر» سندیکای نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات» که رهبری اعتصاب مطبوعات را بر عهده داشت، ماجرای دیدار خود با ریاست سازمان اطلاعات و امنیت کشور( ساواک) را در روز ٢٤ دی ماه ١٣٥٧ تشریح کرد. بسيارى از مخالفان شاه، از جمله داريوش فروهر، مهدى بازرگان و آيت الله منتظرى از تيمسار مقدم به خوبى ياد كرده اند. سفرى در مورد ديدار خود با مقدم مى نويسد: » شبی در نیمه دوم دیماه و  پیش از رفتن شاه، از سوی یکی از ماموران ساواک تلفنی به من اطلاع داده شد که ساعت هشت صبح روز بعد باید در ساختمان مرکزی ساواک حاضر شوم. روز بعد در ساعت مقرر به آنجا رفتم و خواستم اتومبیلم را در خیابان پارک کنم که یک مامور ساواک جلو آمد و با احترام گفت که می توانم با اتومبیل وارد محوطه شوم و جلوی عمارت مرکزی پارک کنم. وقتی از اتومبیل پیاده شدم ماموری باز هم با احترام مرا به اتاقی راهنمایی کرد. مستخدمی با احترام فراوان سوال کرد که چای بیاورد یا قهوه. حقیقت آن است که در آن لحظات، خوفی از حضور در این محل پیدا کرده بودم و وقتی از قهوه نام برد، به یاد قهوه های قجری افتادم که در دوران سلطنت شاهان قاجار، جان بسیاری از مخالفان را گرفت. به همین علت چای خواستم. دقایقی بعد مرد چاق میانسالی با یک پرونده که در آن بریده های روزنامه ها بود، از در دیگری وارد شد. سلام و تعارفی صورت گرفت و آن مرد میانسال، پس از تعارفات و احوالپرسی، در باره مطبوعات و اوضاع فعلی آن در زمان بختیار صحبت کرد. وی طباطبایی معاون مقدم و مرد شماره » دوم» ساواک بود. چند دقیقه بعد سپهبد مقدم رییس ساواک وارد شد و با احترام به من دست داد. مقدم بلافاصله شروع به صحبت کرد و تلویحن از مقاومت مطبوعاتی ها تعریف کرد. سپس با اشاره به آزادی مطلق روزنامه ها پس از پایان اعتصاب،  از نحوه انعکاس مطالب انتقاد کرد.
مقدم ( که دارای دکترای حقوق نیز بود) خیلی آرام اوضاع مملکت را تشریح می کرد و از نقش مطبوعات در تحریک و یا آرام کردن مردم به صورت جامعی صحبت کرد و بعد به اشاره او، پوشه ای که طباطبایی با خود آورده بود و در آن بریده روزنامه های چند روز اخیر بود باز کرد و به تیتر و عکس اخبار اشاره کرد و گفت در چنین اوضاع آشفته انتشار مطالبی اینچنین مملکت را به آشوب بیشتر می کشد. وی آنگاه به تیترها و مطالب اخبار شهرستانها در روزنامه ها اشاره کرد و برای مثال گفت شما با درشت ترین حروف تیتر می زنید که در فلان شهر در زدو خورد پنجاه نفر کشته و زخمی شده اند، در حالیکه واقعیت غیر از این است. مقدم سپس از پوشه دیگری اخبار رسمی ساواک را در مورد همان مطالب و تیترها ارائه داد و گفت: ببینید، اختلاف چقدر فاحش است. شما با چه سرعتی مملکت را به سراشیبی سقوط می کشید…. و سپس در تشریح وضع سیاسی مملکت و بی ثباتی آن بدون جهت گیری در حمایت از شاه،  تکیه بر بقای مملکت کرد و نقش مطبوعات  را در استواری این ثبات بیان نمود…
در جوابش گفتم، اگر به صورت گذشته و فرمایشی است که هر چه شما خواستید چاپ و منتشر شود و هر چه نخواستید نشود، اینکار دیگر عملی نیست و اعتصاب ما هم برای جلوگیری از همین عمل خلاف قانون دولت ها بود. سپهبد مقدم در جواب گفت قصدش این است که اکنون با وضع در حال انفجار مملکت، باید دست به دست هم داد تا از سقوط آن جلوگیری شود. جواب دادم، طرح چنین پیشنهادی که ساواک در کنار اهل قلم می خواهد مملکت را از سقوط نجات دهد، برای هیچکس نه باور کردنی است و نه قابل پذیرش. داستان ما و دستگاه شما، داستان گرگ است و بره… پس از گذشت نزدیک به چهار ساعت، نزدیک ظهر بود و ادامه این گفتگو بی حاصل و ملال آور… سپهبد مقدم در پایان جلسه بار دیگر خواستار شد که مطبوعات در تیز کردن آتش خشم مردم کوشا نباشد… سپهبد مقدم به هنگام خداحافظی مرا تا دم در اتاق بدرقه کرد».

رييس كلانترى تبريز توسط سازمان چريك هاى فدايى خلق ترور شد

روزنامه اطلاعات امروز در صفحه آخر خود با چاپ عکسی از اجتماع خانواده های فدایی خلق در روزنامه اطلاعات، جریان نشست آنها در روزنامه اطلاعات را درج می کند. نکته جالب در این عکس آن است که اکثریت بزرگ زنان و دختران فدایی خلق چادر به سر داشته و بقیه، روسری به سر هستند. در این دیدار ابتدا همسر بیژن جزنی در سخنانی در باره آرم و هدف های سازمان چریک های فدایی خلق توضیحاتی داد و یادآور شد که وابستگی این سازمان به شوروی و یا چین یک دروغ بزرگ است. این سازمان متشکل از مبارزان مجهز به جهان بینی علمی است. حاضران در این جلسه از » حمید اشرف» مبارز بزرگ و شهید فدایی یاد کردند.
فداییان خلق که روز ٢٤ دی ماه این نشست را برگزار کردند، سه روز پیش از آن مسوولیت یک عملیات مسلحانه را در تهران برعهده گرفتند. علاوه بر این در هفته پیش، این سازمان سه بمبگذاری در نقاط مختف تهران کرد که منجر به قتل عده ای از مردم و ماموران دولتی شد. رییس کلانتری تبریز نیز امروز توسط این سازمان ترور شد. همزمان با این ترورها  آخرین زندانیان این سازمان نیز یا آزاد شده اند یا دستور آزادی آنها صادر شده است.

ادامه  مذاکرات سفارت آمریکا با سران نهضت آزادی

مذاکرات نمایندگان سفارت آمریکا با سران نهضت آزادی و روحانیون شورای انقلاب جهت یافتن یک راه حل سیاسی برای بحران ایران همچنان ادامه دارد. سالیوان می گوید: » در این مذاکرات مشخص شد که بسیاری از فرماندهان ارتش که در مقام های حساس قرار دارند با سران نهضت آزادی و روحانیون شورای انقلاب در تماس هستند و حتی با برنامه های مخالفان همراه می باشند. روحانیون شورای انقلاب و سران نهضت آزادی از طریق این تماسها از تصمیمات و برنامه های نظامی آگاه می شوند.
سران نهضت آزادی و روحانیون در مذاکرات خود با نمایندگان سفارت آمریکا تاکید کردند که عده زیادی از امرای ارشد ارتش از نظر آنها مطرود هستند. در تعقیب همین تحقیقات لیست اسامی متجاوز از سد افسر ارش تهیه شده که می بایست پس از خروج شاه از کشور از پست های خود استعفا داده و از ایران خارج شوند.» سالیوان در دیدار خود با مهندس بازرگان و آیت الله موسوی اردبیلی به آنها پیشنهاد می کند که با تیمسار قره باغی نیز در ارتباط باشند که بازرگان در پاسخ، قره باغی را از دوستان خود می داند.

قطع صدای مرضیه و پخش اذان از رادیو ایران

روزنامه اطلاعات امروز نوشت: ساعت ١٩ و ٤٥ دقیقه دیروز، هنگامی که برنامه موسیقی با صدای مرضیه از رادیو پخش می شد ناگهان برنامه قطع شد و پس از چند لحظه صدای اذان به گوش رسید. صدای اذان برای چند دقیقه پخش شد و پس از آن مجدد با قطع صدای اذان، برنامه موسیقی با صدای مرضیه ادامه یافت. اذان توسط یکی از کارکنان رادیو به طور زنده از استودیو پخش شد.



دسته‌ها:تاریخی‌

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: