روزشمار دولت بختيار – دهم بهمن ١٣٥٧

گسترش تحصن روحانیون و سخنرانی آقایان خلخالی و خامنه ای

 خلخالیروزنامه اطلاعات امروز نوشت: » تحصن روحانیون مبارز در مسجد دانشگاه تهران، ابعاد وسیعتری پیدا کرده است و با پیوستن عده بیشتری به تحصن، در حال حاضر بیش از دو هزار روحانی در دانشگاه تهران گرد آمده اند. پیش از ظهر امروز، گروه های وسیع مردم در حالی که روحانیون پیشاپیش آنها بودند، در داخل محوطه دانشگاه به راهپیمایی پرداختند. پس از این راهپیمایی آقایان صادق خلخالی و طاهری اصفهانی برای مردم سخنرانی کردند. بعد از ظهر نیز قرار است آقایان سید علی خامنه ای و دکتر سید محمد بهشتی سخنرانی کنند.

آقای ناطق نوری از قول متحصنین دانشگاه تهران امروز گفت: » واقعه دیروز دانشگاه و همچنین حمله به افسر ارشد ژاندارمری ربطی به متحصنین ندارد و متحصنین این رفتار را محکوم می کنند.» وی افزود: » در حالیکه عده ای این افسر ارشد را گروگان گرفته بودند با دخالت روحانیون این افسر از مرگ نجات یافت و به داخل آمبولانس انتقال یافت. این قبیل اعمال که ناشی از هیجانات آنی است، به هر طریق از جانب متحصنین محکوم شده است. دیروز همچنین عده ای از متحصنین در وقایع آتش سوزی خیابان سی متری دخالت کردند تا ماموران آتش نشانی موفق به اطفای حریق گردند.

در همین حال حمایت از تحصن روحانیون همچنان ادامه دارد. امروز نیز » سازمان ملی دانشگاهیان ایران»، «سندیکای مشترک کارکنان صنعت نفت کشور»، «جامعه هیئت علمی دانشگاه علم و صنعت» و «کارکنان راه آهن تهران» با صدور اطلاعیه هایی حمایت خود را از تحصن روحانیون و رهبری امام خمینی اظهار داشتند.

دولت بختیار به خاطر عدم اطاعت از مراجع شیعه غیر قانونی است

محمد فضایلی دبیرکل حزب سابق مردم که به همراه حزب ایران نوین تنها احزاب رسمی کشور تا تشکیل حزب رستاخیز بودند، در مقاله ای در روزنامه اطلاعات امروز، خطاب به شاپور بختیار نخست وزیر نوشت: » اینک برای من و شاید عده کثیری این سوال پیش می آید که به موجب اصل اول قانون متمم اساسی مذهب رسمی ایران، اسلام و طریقه حقه جعفریه اثنی عشریه است، در اصل دوم هم بر تبعیت از قوانین اسلامی تاکید شده است. به موجب اصول شیعه هر گاه مراجع تقلید و فقها امری را ممنوع، حرام و غیر مشروع اعلام کنند، فرد شیعه و جامعه تشیع باید از حکم آنان تبعیت  و اطاعت کند.

ایا می توانید به این سوال پاسخ بدهید؟ حال که مراجع شیعه عموما دولت شما را غیر قانونی اعلام می کنند و کناره گیری شما را لازم و واجب می شمارند، شما چه از نظر مذهبی و چه از لحاظ اجرای اصل اول و دوم متمم قانون اساسی چگونه دولت خود را مشروع و قانونی می انگارید و به آن ادامه می دهید؟ در این میان تکلیف مملکت چه خواهد شد؟ در حالیکه مردمش به خاطر دین و اطاعت از اوامر مراجع مذهبی باید از دولت شما سرپیچی کنند و چنانکه می دانید همگان و از جمله کارمندان دولت به وظیفه شرعی خود عمل کرده و از همکاری و اجرای دستورهای شما احتراز جسته اند، شما که به گفته خود در راس مقتدرترین حکومت های نیم قرن اخیر قرار دارید بر که و به وسیله چه کسانی حکم می رانید؟

آیا نه اینست که به موجب اصل هفتم متمم قانون اساسی، اساس مشروطیت جزئا و کلا تعطیل بردار نیست؟ و تبعیت از قوانین و احکام مذهب نه تنها جزء بلکه سرفصل قانون اساسی است و شما چه از نظر تکلیف شخصی و چه از جهت وظایف قانونی و مملکتی ملزم به رعایت آن می باشید. آرزو می کنم شما در زمره کسانی نباشید که گفته اند «نومن ببعض و نکفر ببعض» همانا که خداوند در قرآن کریم از آنان به زشتی یاد کرده است.

براهنی: با بازگشت بزرگمرد تاريخ ايران و اسلام آیت الله خمینی فقر و خفقان از میان می رود

رضا براهنی در مقاله ای در صفحه ٥ روزنامه اطلاعات امروز، آیت الله خمینی را بزرگمرد تاریخ اسلام و ایران خواند و بختیار را بخاطر ممانعت از ورود وی محکوم کرد. وی بستن فرودگاه را تاکتیک مزدوران آمریکایی خواند که از جنگ ویتنام به ارث برده و اینک در ایران پیاده می کنند. وی آیت الله خمینی را مشروع ترین رهبر یک مملکت  و بختیار را غیر مشروع ترین نخست وزیر تاریخ خواند که پلیدترین و کثیف ترین چهره تاریخ جهان یعنی امپریالیسم آمریکا در پشت سر او قرار دارد.

وی نوشت که مردم ایران از دورترین قصبات به تهران آمده اند تا بزرگترین استقبال تاریخ جهان را از آن مظهر آزادی ایرانیان کرده و درودها و سپاس های پاک خود را نثار قدوم آن بزرگمرد تاریخ اسلام و ایران کنند. براهنی افزود که دوران احتضار سرمایه داری جهانی به علت انقلاب ایران فرا رسیده است و با بازگشت آیت الله خمینی به ایران، ایرانیان از یوغ بندگی و بردگی آزاد شده و فقر، افلاس، خفقان، ورشکستگی، نومیدی، آزمندی و حرص سرمایه دارانه از میان خواهد رفت.

رضا براهنی در مقاله خود نوشت: » حضرت آیت الله العظمی روح الله خمینی، مبارز بزرگ انقلاب ایران و رهبر عالیقدر شیعیان جهان، پس از سالها تبعید، اینک اراده کرده اند که به آغوش مردم خویش بازگردند. این تبعید بر خلاف اصول دموکراسی و بر خلاف قوانین ایران و کلیه اصول و قوانین بین المللی و منشور سازمان ملل، به وسیله خودکامه ترین فرد روی زمین یعنی شاه ایران بدیشان تحمیل شده بود. بازگشت حضرت آیت الله خمینی به کشور، بازگشتی که کلیه مردم ایران برای استقبال از آن خود را آماده کرده اند، نه تنها مطابق قوانین ایران، قوانین بین المللی و منشورهای سازمان ملل و حقوق بشر است، بلکه حقی راستین است که حضرت آیت الله خمینی با مبارزه بی امان، پیگیر و استوار خود بدان دست یافته اند.

علاوه بر این مبارزه حضرت آیت الله با شاه، استعمار، دیکتاتوری و استثمارگر خارجی در ایران آنچنان عموم مردم ایران را از کارگر، روستایی، بازاری، خیابانی، دانشجو، محصل، زن و مرد و پیر و جوان، پزشک، مهندس، روشنفکر، استاد دانشگاه، نویسندگان مطبوعات و شاعران و هنرمندان، از خود بیخود و هیجان زده کرده است که بدون تردید می توان گفت که اینک بزرگترین استقبال تاریخ جهان در شرف قوام یافتن و وقوع پیدا کردن است. مردم ایران با آرامش تمام از کلیه شهرها و دورترین قصبات و روستاهای کشور به پایتخت روی آورده اند تا بلکه از نزدیک چهره مبارز بزرگ ایران را ببینند و درودها، تهنیت ها و سپاس های پاک و بی شائبه خود را نثار قدوم این بزرگمرد تاریخ اسلام و ایران بکنند.

از آنجا که حضرت آیت الله خمینی مظهر آزادی ایرانیان از یوغ بندگی و بردگی استعمار و سلطنت ملعبه قرار گرفته در دست استعمار هستند، مردم ایران بازگشت ایشان را به فال نیک گرفته اند و احساس می کنند که بزودی با کوشش های بیشتری که در خود ایران برای ایجاد یک دموکراسی گسترده، عمیق و واقعی به عمل خواهد آمد، ایران سرانجام پا به مرحله ای خواهد گذاشت که در پایان آن فقر، افلاس، خفقان، ورشکستگی، نومیدی، آزمندی و حرص سرمایه دارانه از میان بر خواهد برخاست و ایرانی از هرج و مرج اقتصادی، بی نقشه و حکومتی بی برنامه نجات خواهد یافت و با داشتن برنامه ای دقیق به بازسازی جامع کشور همت خواهد گذاشت.

لکن دولت غیر قانونی بختیار، دولتی که امپریالیسم آمریکا برای پر کردن خلاء شاه در ایران کاشته است، دولتی که به وسیله مجلس غیر قانونی، به شاهی غیر قانونی و توشیحات غیر قانونی همایونی، تکیه ای متزلزل بر کرسی نخست وزیری زده است، باری همین دولت بی قانون، فرودگاههای کشور را بسته اعلام کرده، توپ و تانک و مسلسل به فرودگاه مهرآباد آورده و باندهای فرودگاه را با تانک و بشکه مفروش کرده است. تاکتیک بستن فرودگاهها، تاکتیکی که مستشاران و مزدوران آمریکایی از جنگ ویتنام به ارث برده به ایران آورده اند، تهدیدی است مستقیم به جان رهبر بزرگ مسلمان ایران و انقلاب ایران بوسیله دولت غیر قانونی بختیار.

این تهدید حتی در نامه پرطمطراق بختیار به حضرت آیت الله خمینی نیز به چشم می خورد وقتی که غیر مشروع ترین و غیر قانونی ترین نخست وزیر تاریخ، یعنی بختیار به مشروع ترین رهبر یک مملکت هشدار می دهد که وارد ایران نشود، چرا که ممکن است خون ریخته شود و تلویحا حضرت آیت الله خمینی و تمام مردم ایران را از یک کودتای نظامی می ترساند در واقع به عملی دست می زند که جز یک محمد رضا شاه، جز یک پینوشه و جز یک سوهارتو بدان دست نزده اند و نمی توانند هم بزنند. آقای بختیار انقلاب ایران را از کودتایی می ترساند که او و افسران شاه علیه آیت الله خمینی خواهند کرد.

ما می گوییم قدرتی که پشت سر آقای بختیار و نخست وزیری غیر قانونی او ایستاده، پلیدترین، و کثیف ترین چهره تاریخ جهان، یعنی امپریالیسم آمریکاست و این نیرو خباثت و سبعیت و درنده خویی لازم را در اختیار خود دارد، تا بتواند در ایران یک کودتای خونین راه بیاندازد. ولی ما این را هم می گوییم که این کودتا برای آنکه موفق شود، باید کودتاچیان را از روی نعش گلگون سی و چهار میلیون شهید زن و مرد عبور دهد. اگر کودتاچی می خواهد هر جرعه ای آب گوارا از گلویش پایین برود باید تمام ملت را بکشد. چرا که تمام ملت در برابر کودتا قد علم خواهند کرد.

ما می گوییم دوران احتضار سرمایه داری جهانی دقیقا به علت انقلاب ایران فرا رسیده وگرنه بجای آنکه دولت آمریکا آن چهل و شش هزار مستشار نظامی و جاسوس آمریکا یی و خانواده های آنان را به ده هزار نفر تقلیل دهد، نیم میلیون سرباز در بنادر جنوب ایران و حتا در وسط تهران پیاده می کرد و پل یک کودتای آمریکایی را بر روی بستری از خون مردم ایران می بست. ولی شرایط تاریخی، یعنی از یک سو اهمیت همه جاگیر بودن انقلاب ایران و از سویی دیگر دلمردگی و ورشکستگی تاریخی و سیاسی امپریالیسم، دست رد به سینه اندیشه کودتای آنی و ناگهانی در ایران می زند.

مردم ایران از سراسر کشور به تهران آمده اند تا سپاس خود را به حضرت آیت الله خمینی تقدیم بدارند. آقای بختیار می خواهد از ورود حضرت آیت الله خمینی و از سپاسگزاری مردم ممانعت به عمل آورد. این عمل بختیار را محکوم می کنیم و از عموم مردم ایران دعوت می کنیم که به دست با کفایت خود فرودگاههای کشور را بروی حضرت آیت الله باز کنند.

ارتشبد قره باغی: عمل نظامی نه ممکن است نه مصلحت، حیثیت ارتش را حفظ کنیم

در جلسه شورای عالی فرماند هان نظامی که تیمسار قره باغی ریسس ستاد ارتش آنرا » کمیته بحران» می نامد، وی به همراه تیمسار مقدم رییس ساواک خواهان عدم دخالت نظامی و پیدا کردن یک راه حل سیاسی برای اوضاع کشور بودند. در زیر بخشهایی از سخنان این دو فرمانده که از کتاب «مذاکرات شورای فرماندهان نظامی» گرفته شده است، می آید:

ارتشبد قره باغی در سخنان آغازین خود با اشاره به اعلامیه آیت الله شریعتمداری گفت: » باز دومرتبه آیت الله شریعتمداری ارتش را دعوت کردند به مصالحه. فکر می کنم که بالاخره آیت الله شریعتمداری را از لحاظ مذهبی ـ حال که آن در خارج کشور است ـ اکثریت قبول دارند. ایشان معتقدند باید فتوا بدهند و فتوی همان اعلامیه ای است که دیشب حتما در روزنامه ملاحظه فرمودید.»

منظور از»  آن » در سخنان قره باغی، آیت الله خمینی بود.

وی در این سخنان نتیجه تلاش های بختیار جهت یافتن راه حل سیاسی را منفی خواند و افزود: » خود فرمانداری نظامی مطابق دستور نخست وزیر عمل می کند. می گوید «شل کن»، شل می کند، می گوید «سفت کن» سفت می کند، بزن، می زند. نزن، نمی زند. ولی بالاخره اینها به پای چه کسی نوشته می شود؟ به پای ارتش. چون آن کسی که این امر را اجرا می کند از ارتش است.

در پایان این جلسه در حالیکه بعضی از فرماندهان نظامی مانند تیمسار محققی فرمانده ژاندارمری کل کشور، خواهان دخالت ارتش و بعضی دیگر مانند تیمسار مقدم رییس ساواک، در پی یافتن یک راه حل سیاسی  بودند، ارتشبد قره باغی چنین نتیجه گیری می کند:

» باید تلاش کنیم که ارتش را حفظ کنیم.»، » از لحاظ عمل هم به این نتیجه رسیدیم که عمل نظامی نه امکان دارد و نه مصلحت است.» و » پس به عقیده من، می رسیم به این مسئله که مهمتر از همه این است که ما حیثیت ارتش را حفظ کنیم. تلاش کنیم حیثیت ارتش را حفظ کنیم. وظیفه دوم این است که دنبال راه کار سیاسی باشیم» وی ادامه می دهد: » بنده خودم شخصا در خدمت آقایان، دنبال یک راه کار سیاسی هستیم.»

تیمسار مقدم رییس ساواک نیز در این جلسه و تنها چند ساعت پیش از دیدارش با بازرگان و سحابی، در سخنانی به مخالفت با اقدام نظامی می پردازد و می گوید: » فرض را بر این بگذاریم که دولت قانونی، یعنی دولت بختیار را مجبور کردند، یعنی صندلی را از زیر پایش کشیدند، خودش نمی خواهد، خودش از من سپهبد پنجاه و چند ساله که قسم خورده ام به ارتش، به قانون اساسی، من دارم به شما عرض می کنم که او آدم مستحکم تری است و قوی تر است. ما وقتی در جلسات ایشان می رویم، می بینیم که به ما روحیه می دهد. پس این آدم شخصا نمی خواهد استعفا بدهد. ولی یک وقت است که صندلی را از زیر پایش می کشند. آن وقت شورای سلطنت هم وجود ندارد. بعد، این ارتش چکار باید بکند؟ ارتش قسم خورده است به قانون اساسی. باید بایستد، به قسمش وفادار باشد، مگر اینکه یک راه حل سیاسی دیگری پیدا بشود که بگوییم خوب، ما که متعهد بودیم، دیگر متعهد نیستیم.»

وی می افزاید:» ما نمی توانیم هیچ برآوردی بکنیم که در شرایطی که شورای سلطنت از بین رفته است و ارتش شاهنشاهی وارد عمل می شود، می ایستد در مقابل این مردم و این هیجانات چه خواهد شد. مردمی از بین می روند و ارتشی از بین میرود. تازه این در صورتی است که اطمینان داشته باشیم که از زبر، ارتش را مثل موریانه نخورند. »

انقلابیون پرچم ایران را آتش زدند

گروهی از ایرانیان ساکن لندن به سفارت ایران در این کشور حمله کرده و پرچم ایران را آتش زدند. هفته نامه ایرانشهر که در لندن منتشر می شد، گزارش این حمله را به این شرح منتشر کرد. » عده ای از دانشجویان مسلمان، ساختمان کنسولگری ایران در لندن را به اشغال خود درآوردند. به فاصله کوتاهی پس از ورود دانشجویان به کنسولگری، پلیس مستقر در محل با بیسیم کمک خواست و حدود یکصد نفر پلیس به محل رسیدند و با دانشجویان گلاویز شدند.

سرانجام مهدوی، سرکنسول دخالت کرد و از پلیس خواست که ساختمان را ترک کند و دانشجویان دستگیر شده را آزاد کند. دانشجویان پرچم ایران را پائین کشیدند و به جای آن پرچم های سازمان مجاهدین و اتحادیه انجمن های اسلامی را آویختند.

دانشجویان، خواست های خود را طی یک قطعنامه پنج ماده ای حاوی همبستگی با جنبش به رهبری آیت الله خمینی، محکوم کردن بختیار، تغییر نام کنسولگری به کنسولگری جمهوری اسلامی و اعتراض به روش ماموران مرزی دولت انگلیس اعلام کردند و طی تماسی با پاریس مراتب را به اطلاع آیت الله خمینی رساندند.

غلامحسین دانشی مورد حمله قرار گرفت

در ساعت نه و پنجاه دقیقه صبح دیروز نهم بهمن ماه، غلامحسین دانشی، نماینده آبادان در مجلس شورای ملی بخاطر مخالفت با آیت الله خمینی و وفاداری و حمایت از شاه و بختیار مورد حمله قرار گرفت. اتومبیل وی ابتدا براثر یک تصادف عمدی متوقف شد و سپس پنج گلوله به طرف او شلیک شد. اما دانشی جان سالم بدر برد. به نوشته هفته نامه ایرانشهر این حمله به وسیله یک گروه مخفی مذهبی به نام سازمان توحیدی موحدین صورت گرفته است. به دنبال این ترور ده نفر از وکلای مجلس استعفا کردند.

گروه توحیدی موحدین جزو گروههایی بود که پس از انقلاب همراه با شش گروه دیگر » سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را تشکیل داد. به گفته بهزاد نبوی، شاخص ترین چهره مجاهدین انقلاب اسلامی » در گروه موحدين آقاي محمود بخشنده كه خيلي شناخته شده نبود و نمي‌دانم در حال حاضر كجاست { عضو بود}. بهزاد نبوی افزود: » از گروه‌های تشکیل دهنده سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی تنها گروه توحيدي صف، منصورون و موحدين عمليات مشخص نظامي داشتند و گروه فلق عمدتاً مبارزين خارج از كشور و گروه فلاح و بدر سياسي و بعضاً در تدارك كارهاي نظامي بودند.»

غلامحسین دانشی بعد از انقلاب دستگیر و اعدام شد.

آیت الله طالقانی حمله به شهرنو را تقبیح کرد

به نوشته هفته نامه ایرانشهر به دنبال حملات دیروز به کاباره شکوفه نو، کارخانه آبجوسازی مجیدیه، یک مشروب فروشی در میدان راه آهن، یک مشروب فروشی در خیابان قزوین، کارخانه کالباس سازی آرزومانیان در سه راه آذری و ساختمان ساواک در میدان کندی( توحید) به آتش کشیده شد. آیت الله طالقانی طی اعلامیه ای آتش سوزی ها و حمله به شهرنو را مورد تقبیح قرار داد و آن را توطئه جدیدی علیه جنبش رهائی بخش اسلامی خواند. در این آتش سوزی ها چهار نفر کشته شدند.

سیاوش کسرائی: دارمت پیام، ای امام!

به نوشته هفته نامه ایرانشهر سیاوش کسرائی شاعر چپ در یک سخنرانی در مدرسه عالی پارس گفت: » ٢٥ سال استبداد هرکدام از ما را بصورت یک خرده مستبد درآورده است و تفرقه ما امپریالیسم را امیدوار می کند.
این شاعر که آثار زیبا و برجسته او همواره به عنوان اشعار شاخص مورد توجه جنبش چپ شناخته می شد در شعری برای آیت الله خمینی از وی خواست تا پس از قیام حق مردم را بگیرد و تا وقتی تیغ دشنه اش می برد، بزند.

دارمت پیام
ای امام
که زبان خاکیانم و رسول رنج
بر توام درود بر توام سلام
آمدی
خوش آمدی پیش پای توست ای خجسته ای که خلق
می‌کند قیام
حق ما بگیر
داد ما برس
تیغ برکشیده را نکن به خیره در نیام
حالیا که می‌رود سمند دولتت، بران،
حالیا که تیغ دشنه تو می‌برد
بزن

سیاوش کسرایی یکی از شاعران بزرگ ایرانی است که شعر » آرش» را سروده است. ترانه های «همراه شو عزیز»، » ژاله خون شد» و » اشک مهتاب» وی توسط شجریان و ترانه » والاپیام دار محمد» وی توسط  فرهاد خوانده شده است. سیاوش کسرایی چند سال پس از اینکه در شعرش از آیت الله خمینی خواست تا تیغ دشنه اش می برد، بزند، به دلیل خشونت های دهه شصت مجبور به مهاجرت از ایران شد و در سال ١٣٧٤ پس از دوازده سال در وین درگذشت.



دسته‌ها:تاریخی‌

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: