روزشمار دولت بختيار – پانزدهم بهمن ١٣٥٧

بختیار: جمهوری اسلامی برای من به تمام معنی مجهول است

شاپور بختیارشاپور بختیار، نخست وزیر، دیشب در یک گفتگوی تلویزیونی بر مواضع قبلی خود پای فشرد. وی گفت با این حرکات رهبر و رهرویی که ما می بینیم، انقلابی که ما می خواستیم مفهوم واقعی خودش را از دست داده است. وی گفت ترور آزادی ٢٥ سال کافی بود و من در برابر دیکتاتوری جدید که مهیب تر از قبلی می تواند باشد مقاومت می کنم. وی در این مصاحبه به مقایسه سابق و افکارسیاسی خود با آیت الله خمینی پرداخت و گفت که گذشته سیاسی آیت الله از سال ١٣٤٢ آغاز می شود در حالی که وی از سال ١٣١٨ برای آزادی و علیه فاشیسم در اسپانیا جنگیده است.

وی گفت من معتقدم که شما باید آزاد باشید و انتخاب بکنید. من معتقدم که آنچه من می گویم وحی منزل نیست. اما ایشان می گوید آنچه را که من می گویم باید بشود. بختیار گفت: جمهوری اسلامی برای من به تمام معنی مجهول است و رژیمی که من مایل هستم در این مملکت استوار بماند نه رژیم دیکتاتوری شاه است و نه چیزی شبیه آن و نه شبیه به جمهوری است که ما در بعضی از ممالک مثل لیبی یا پاکستان می بینیم. نخست وزیر در باره تهدید آیت الله خمینی به جهاد گفت که پاسخ فشنگ را با فشنگ می دهیم و افزود ولی اگر بنده ببینم که ایشان مردم را تحریک بکنند و مملکت را به فقر و نابودی و ورشکستگی تهدید بکنند برای اینکه حرف خودشان را به کرسی بنشانند… ( متاسفانه ادامه این جمله بختیار توسط روزنامه های آنزمان که همگی به ارگانهای انقلاب تبدیل شده بودند سانسور شده و به جای آن نقطه چین گذاشته شده است.)

شاپور بختیار در باره جنگ مسلحانه سازمان چریک های فدایی خلق علیه دولتش گفت الآن آزادی هست هرچه می خواهند بیان کنند، آن وقت که چریک ها عملیاتی می کردند برای آنکه ساواک شکنجه می داد. حالا کو ساواک؟ کو شکنجه؟ کو زندانی سیاسی؟ وی در باره ادامه مذاکرات با آیت الله می گوید در مذاکره باز است اما روی اصول بطور کلی که این اصول فکری و سیاسی من است عدول امکان پذیر نیست.

سخنان شاپور بختیار که در روزنامه اطلاعات شانزدهم بهمن چاپ شده چنین است: » ملت ما مخصوصا در ٢٥ سال اخیر دارای دولت های فاسد بوده و یک رژیم دیکتاتوری برای سرپوش گذاشتن بر این فساد هر روز محکم تر می شده است. این عکس العمل هایی که الآن می بینیم گاهی هم با بی منطقی حقیقتا گاهی هم با ناخود آگاهی یک عده ای به عنوان رهبر یک عده ای به عنوان رهرو انجام می دهند، با انقلابی که ما می خواستیم یعنی تمام گروههایی که در جهت دموکراسی و استقلال ایران قدم برمی داشتند دیگر مفهوم واقعی خودش را از دست داد.

من برای آزادی فکر، آزادی بیان آزادی، برای مخالفین در حدود فکر با قلم و بیان بنده ارزش بی اندازه قائل هستم. اما آزادی که به ترور آزادی که به یک صورتی به اسم آزادی به مردم تحمیل بشود ٢٥ سال کافی بود، گمان نمی کنم که من سعی بکنم چنین چیزی را در این مملکت اجازه بدهم یا مقاومت نکنم که برگردد به یک صورتی که هیچکس قبول نخواهد کرد و چه بسا این دیکتاتوری جدید از دیکتاتوری قدیم مهیب تر باشد.

من معتقدم که شما باید آزاد باشید و انتخاب بکنید. من معتقدم که آنچه من می گویم وحی منزل نیست. من می گویم شما آنچه را که من می گویم بسنجید با معیار اصول فلسفی و اخلاقی و چنین اجتماعی که دارید بعد انتخاب بکنید. بنده برای آیت الله خمینی نهایت احترام را از نظر یک شخصیت روحانی قائل هستم و گذشته سیاسی ایشان تا آنجا که من می دانم در ١٣٤٢ شروع شد و تا آنجا که خودم را می شناسم در ضمن جنگ اسپانیا و مبارزه برای آزادی من در سال ١٣١٨ شروع به مبارزه کردم، وقتی خیلی جوان بودم. این روش من روشن است. از نظر سیاسی همانطوری که بیان کردم بنده متاسف هستم که ایشان به استدلال ها، نامه ها و پیامهایی که خدمتشان فرستادم توجه نکردند یا نخواسته اند.

ایشان از یک موضعی صحبت می کنند که آنچه را که من می گویم باید بشود من از یک موضع دیگری صحبت می کنم و آن این است که هرچه من می گویم بسنجید با تعقل، بدون هیجان روحی، بدون داد و فریاد و راه خودشان را انتخاب بکنند. گمان هم نمی کنم که حضرت آیت الله خمینی شخصا با من نقاری داشته باشند. ایشان یک دگمی دارند بر علیه دودمان رضا شاه، محمدرضا شاه و این مسئله مربوط به من نیست. اما آنجایی که می گویند شما فرمان تان را از ایشان گرفتید، بنده می توانم بگویم دکتر مصدق ها و مستوفی الممالک ها و خیلی اشخاصی که از ما بزرگتر بودند همین کار را کردند و تمام وزرای جبهه ملی تمام این آقایان قضات پاکدامن خیلی هاشان همین فرامین را داشته اند. بنده نمی توانم ببینم چرا این فرمان وقتی بدست من رسید از ارزشش کاسته شد یا منفور تلقی شد.c

اگر ما بخواهیم برگردیم به ١٣٠٤ بایستی که برویم در فامیل قاجار یک سلطانی بجوییم یا به قول ایشان یک جمهوری اسلامی ابلاغ کنیم. جمهوری اسلامی برای من به تمام معنا مجهول است و تا بحال کتابی نخوانده ام و چیزی ندیده ام که مرا روشن بکند من با کمال خونسردی ولی با کمال قطعیت عرض می کنم که رژیمی که من مایل هستم در این مملکت استوار بماند نه رژیم دیکتاتوری شاه است و نه چیزی شبیه آن و نه شبیه به جمهوری است که ما در بعضی از ممالک مثل لیبی یا پاکستان می بینیم. اشکال کار در اینست که آیت الله خمینی دارای یک سخنگو نیستند و آن کسی که نزدیکتر از همه به ایشان است و خودش را نزدیک ترین فرد به ایشان می داند از مدتی پیش از سمت سخنگویی اخراج شده اند ولی بنده کار به این موضوع ندارم.

من خواستم حسن نیت و تفاهم کامل خودم را ثابت کنم و پس از رفتن شاه ایران از مملکت با ایشان در تماس بوده ام نامه نوشتم شما اطلاع از این جزئیات کمابیش دارید حالا هم از طرف ایشان و از طرف بنده افرادی هستند گه گاه با هم دیدار می کنند. در مذاکره باز است اما روی اصول بطور کلی که این اصول فکری و سیاسی من است عدول امکان پذیر نیست. ولی بنده عرض کردم حاضرم از نصایح ایشان از نظرات ایشان از خواسته های ایشان و آنچه را که مربوط به سیاست مملکت می شود با افرادی که ایشان تعیین بکنند یا شخص خودشان بیان بفرمایند حداکثر استفاده را بکنم.»

نخست وزیر درباره جهاد گفت: «من به عنوان یک مسلمان تا بحال نشنیده بودم که جهاد مربوط به یک مسلمان با مسلمانان دیگری باشد. البته اطلاعات من در این اصول ناچیز است و قابل مقایسه نیست ولی ما اگر جهاد بکنیم در جایی که زمین های اسلام را برده اند این کار صحیح است ولی برادر کشی و تهدید به برادر کشی کاری نیست که از یک ایرانی مخصوصا از یک شخص عالی قدر و یک روحانیتی مثل ایشان قابل قبول باشد. ما سعی می کنیم که یک قطره خون ریخته نشود ولی همان طوریکه گفتم اگر حمله شد اگر مسلح شدند ما پاسخ فشنگ را با فشنگ خواهیم داد.

ما وظیفه داریم که از مردم دفاع بکنیم. آزادی هست. هرچه می خواهند بیان کنند. آن وقت که چریک ها عملیاتی می کردند، برای آن بود که ساواک شکنجه می داد. حالا کو ساواک؟ کو شکنجه؟ کو زندانی سیاسی؟ ولی اگر بنده ببینم که ایشان مردم را تحریک بکنند و مملکت را به فقر و نابودی و ورشکستگی تهدید بکنند، برای اینکه حرف خودشان را به کرسی بنشانند… بنده عرض کردم که نقش ایشان چه از نظر سیاسی بسیار ارزنده بوده و آنچه را می خواستند عملا بیش از سه چهارم کردم.»

نخست وزیر درباره لایحه ساواک و مجازات شکنجه گران گفت: » این برنامه دولت بطور روشن بیان شده. انحلال ساواک یک موضوع است. تشکیل یک دفتر اطلاعات و امنیت کشور در داخل و خارج و ضد جاسوسی این از وظایف هر دولت است. کسی که شکنجه می داده بایستی مجازات شود ولی هرکسی هم در ساواک شغلی داشته ماشین نویس، جارو می کرده یا پیشخدمت بوده نمی شود گفت چرا اینجا بودی. بالاخره باید از یک جایی نان بخورد. تمام اشخاصی که دستور می دادند مسلما بایستی مجازات بشنود.»

نخست وزیر در مورد معرفی شورای انقلاب از طرف آیت الله خمینی اظهار داشت:» من یک هفته پیش جواب دادم ایران یک دولت دارد. بیشتر از این غیر قابل تحمل است، نه برای بنده، نه برای شما و نه برای هیچ ایرانی در ایران غیر ممکن است.» بختیار در پایان سخنان خود گفت بعنوان عضو حزب ملی ایران و جبهه ملی، وفادار به اصول و آرمانهای این جبهه است و هرگز از این اصول تخطی نکرده است. وی گفت: رهبران فعلی جبهه با اتخاذ سیاست غلط باعث شکست جبهه ملی و از بین رفتن محبوبیت آن هستند.

به دستور آیت الله شیرازی سارقین گوسفند شلاق خوردند

روزنامه اطلاعات پانزدهم بهمن در صفحه ٣ زیر عنوان «سارقین گوسفند در مشهد شلاق خوردند» نوشت: » مشهد ـ چهار سارق که ١٨ راس گوسفند از روستای «ساختمان» از توابع مشهد ربوده بودند، توسط «ماموران انتظامات اسلامی حضرت آیت اله العظمی شیرازی» دستگیر شدند. آنان پس از اعتراف، به دستور حضرت آیت الله العظمی شیرازی هر کدام به سی ضربه شلاق محکوم شدند و «حکم شرعی» با نظارت ساکنین روستای «ساختمان» به اجرا درآمد.

سخنگوی آیت الله العظمی شیرازی در این مورد گفت: » کدخدا و ٤ تن از معتمدین روستای ساختمان متعهد شدند که منبعد هیچ گونه خطایی از سارقین سر نزند و پس از اجرای حکم، دستور آزادی آنان صادر شد.» بدین ترتیب پس از چند دهه دادگستری نوین، روحانیون مجددا شروع به صدور و اجرای حکم قضایی در کشور نمودند. با بازگشت روحانیون به صحنه قضایی، تنبیه بدنی نیز پس از سالها مجددا وارد احکام قضایی کشور شد. نکته مهم در خبر فوق این است که آیت الله شیرازی ماموران انتظامی ویژه خود را داشت.

بازرگان نخست وزیری انقلاب را پذیرفت

مهندس مهدی بازرگان نخست وزیری موقت انقلاب را پذیرفت. امروز جلسه شورای انقلاب در حضورآیت الله خمینی و برای گرفتن پاسخ ازمهندس بازرگان در مورد پیشنهاد نخست وزیری دولت موقت برگزار شد.  وی نخست وزیری دولت موقت را با شرایطی پذیرفت. بازرگان درباره این جلسه نوشت: » ابتدا پس از تشکر از حسن ظن آقایان گفتم، اگر بنده را نامزد نخست وزیری نمایید با علم و اطلاع از افکار و اخلاق و سوابقم خواهد بود… همه می دانید که من معتقد به دموکراسی و مشورت و اعتقاد به دیگران هستم و از تندی و تعجیل احتراز دارم و علاقمند به مطالعه و عمل تدریجی هستم. حال اگر با این سوابق و شرایط قبولم دارید، پیشنهاد فرمایید.» عکس العمل مثبت یا منفی در مجلس ندیدم. سکوت و قبولی و اصرار مجدد آقایان روحانی عضو شورا و امام در برابر شرایط و اتمام حجت من باعث تعجبم شد و انتظار آن را نداشتم.

روزنامه اطلاعات شانزدهم بهمن می نویسد: » آنچه قطعی به نظر می رسد انتخاب مهندس بازرگان به عنوان نخست وزیر موقت انقلابی است.» این روزنامه اضافه می کند: » مهندس بازرگان در این جلسه شورای انقلاب معتقد بود، مذاکرات با ارتش و دولت برای انتقال قدرت به طریقه مسالمت آمیز باید دنبال شود. رهبر نهضت آزادی پس از روی کار آمدن بختیار به عنوان نخست وزیر، تلاش های گسترده ای را برای ایجاد یک کانال ارتباطی بین امام خمینی و دولت از یک سو و بعضی از محافل نظامی از سوی دیگر آغاز کرد. تردیدی نیست که مذاکرات جداگانه بازرگان در ٧٢ ساعت گذشته با امام خمینی، نخست وزیر و تنی چند از مقامات عالیرتبه ارتشی به پایان نرسیده است. چرا که نه تغییری در موضع ارتش حاصل شده و نه بختیار که در موضع خود که ایستادن و زیر بار استعفا نرفتن است نرمشی نشان داده است.»

در خبری دیگر در همین شماره روزنامه اطلاعات زیر عنوان «مقدمات دیدار تاریخی میان امام و بختیار»، از قول خبرگزاری فرانسه آمده است: » نخست وزیر ایران روز پانزدهم بهمن اظهار امیدواری کرد که مهدی بازرگان می تواند برای ترتیب دادن یک دیدار بین او و آیت الله موفق شود.

در همین حال رادیو بی بی سی گفت که بین آیت الله خمینی و بختیار و ارتش تماس برقرار است.

در روزنامه اطلاعات شانزدهم  بهمن به نقل از رادیو بی بی سی می خوانیم: » در حال حاضر تماس هایی بین سه قطب در ایران در جریان است. این قطب ها عبارتند از، دولت دکتر بختیار، فرماندهان ارتش و آیت الله خمینی. این تماس ها بیشتر توسط فرستاده های آنها صورت می گیرد، نه خودشان. استراژی آیت الله خمینی بر این استوار است که فرماندهان ارتشی را طرفدار خود کند. اما نخست وزیر همچنان می گوید اگر رژیمی اسلامی برقرار شود او دست به اقدام خشن خواهد زد. با این وصف او راه را برای مذاکرات هموار کرده است.»

ژنرال هایزر از ایران خارج شد

سر انجام و پس از گذشت  حدود سه هفته، ماموریت ژنرال هایزر در ایران به پایان رسید و کشور راترک کرد. هایزر روز گذشته از رییس جمهور آمریکا خواست که با خروج وی از کشور موافقت کند. ویلیام سالیوان سفیر آمریکا در تهران نیز این تقاضا را تایید کرده بود. به نظر وی، ادامه حضور هایزر، جو ضد آمریکایی را در ایران تشدید کرده و جان اتباع دیگر آمریکایی را به خطر می انداخت. در آمریکا همه بجز برژینسکی با بازگشت هایزر از ایران موافق بودند. به نظر برژینسکی، بازگشت هایزر به آمریکا، عملی شدن نقشه یک کودتای احتمالی توسط ارتش را بیش از پیش دشوار می ساخت.

سرانجام رییس جمهوری آمریکا با بازگشت هایزر موافقت کرده و وی ایران را ترک می کند. ژنرال فیلیپ گاست مامور تعقیب ماموریت وی در تهران شد. ماموریت اصلی ژنرال هایزر در ایران کمک به انتقال وفاداری ارتش از شاه به بختیار و ممانعت از وقوع کودتای احتمالی از سوی ارتش پس از خروج شاه از کشور بود. اما در میانه راه وی به همراه سفیر آمریکا از رییس جمهوری آمریکا خواستند که در دستورات قبلی خود تجدید نظر کرده و به آنها اجازه داده شود که برای تشکیل یک حکومت ائتلافی و سازش بین نظامیان و روحانیون دست به کار شوند. این درخواست آنها مورد موافقت کارتر قرار نگرفت. با این همه ژنرال هایزر از همان اوایل ورود خود به ایران از فرماندهان ارتش خواست که با رهبران مخالف از جمله مهندس بازرگان و آیت الله بهشتی دیدار کنند.

سفیر آمریکا می نویسد که دستوراتی که از سوی واشنگتن به وی و ژنرال هایزر می رسید آنچنان با هم تفاوت داشت که گویی از دو کشور مختلف می آمد. خود ژنرال هایزر نیز در مصاحبه ای با روزنامه «گاردین» گفت که همان روز اول برژینسکی از من خواست که ترتیب کودتا را بدهم، ولی این چیزی نبود که کارتر از من خواسته بود و من می بایستی دستورات رییس جمهور را اجرا کنم. وی می افزاید: » واشنگتن نمی توانست تصمیم بگیرد و دقیقا به من بگوید که از من چه می خواهد. آنروزها نفهمیدم نظر واشنگتن نسبت به ایران چیست.»

بیش از چهل نماینده مجلس از ترس جان پنهان شدند

به گزارش روزنامه اطلاعات، یک نماینده مجلس برای دفاع از خود تقاضای اسلحه کمری کرد و خانه نماینده دیگری به آتش کشیده شد. علاوه بر این جمعی از نمایندگان مجلس، منازل خود را تغییر داده و در اختفاء به سر می برند.

بیش از چهل تن از نمایندگان مجلس شورای ملی ـ به دنبال تهدیدهایی که به آنان شده بود ـ منازل خود را ترک کردند و در منازل بستگان و دوستان خود در حال اختفاء به سر می برند. این موضوع به دنبال سوء قصد به غلامحسین دانشی نماینده آبادان اتفاق افتاد. اطلاعات نوشت، نمایندگان مجلس دائم به قتل تهدید می شوند. تلفن کنندگان به نمایندگانی که موفق به صحبت با آنان می شوند اعلام می کنند که اگر از سمت خود استعفا ندهند ترور خواهند شد و خانه هایشان را آتش خواهند زد.

در نخستین مرحله این تهدیدها، خانه یکی از نمایندگان به نام «محمد حسین عباس میرزایی» به آتش کشیده شد. وی در یک تماس تلفنی گفت: » حمله کنندگان پس از اینکه به خانه ام حمله کردند وسایل زندگی را بردند و آنگاه منزلم را به آتش کشیدند. چون آتش مهار شد، آنان ساعتی بعد با ریختن بنزین همه خانه را آتش زدند.»

حاج سید جوادی: ارتش از چه دفاع می کند؟

 آیت الله خمینی این » شخصیت عظیم انسانى مظهر عالیترین نمونه شجاعت و فضیلت و قناعت و ایثار است»

علی اصغر حاج سید جوادی در مقاله ای در صفحه چهارم روزنامه اطلاعات پانزده بهمن ماه با عنوان «ارتش از چه دفاع می کند؟»، فرماندهان ارتش ایران را متهم به شراکت مستقیم در تمامی جنایت ها، غارت ها، کشتارها، شکنجه ها و اختناق در طی ٢٥ سال گذشته کرده و آنها را در خدمت صهیونیسم جهانی و امپریالیسم آمریکا خواند. وی رشد اقتصادی و افزایش درآمد سرانه در طی ٢٥ سال گذشته را تبلیغاتی دروغین دانسته و نام و پرچم ایران در جهان را در این مدت فاقد هر گونه اعتباری خوانده و سپس از فرماندهان ارتش می پرسد که از چه دفاع می کنند؟

حاج سید جوادی  در این مقاله ارتش ایران را زیر حمایت ضد انسانی، ضد مردمی و ضد میهنی سرمایه داری خونخوار غرب دانسته و نوشته است که فرماندهان ارتش به فکر استقلال کشور نیستند. وی نوشته است که ارتش ایران وسیله ای است برای حمایت از استبداد و فساد و ماموریت آن فرار از مقابل دشمن در همه سرحدات و در عوض آتش زدن زن و بچه برادران مسلم خود در داخل کشور است. وی در پایان، «انقلاب ما» را غرور انگیز ترین حرکت انسانی جهان کنونی خوانده و از ارتش ایران خواسته است که از آیت الله خمینی این » شخصیت عظیم انسانی با تقوا که مظهر عالیترین نمونه شجاعت و فضیلت و قناعت و ایثار است»، پیروی کند.

وی در این مقاله نوشته است: » روی سخن ما با ژنرال هایی است که بطور مستقیم و در زیر فرمان شاه در مدت ٢٥ سال در تمام جنایات و غارتها و اختناق و کشتار و شکنجه های رژیم استبدادی شریک و سهیم بودند. روی سخن ما با ژنرال هایی است که خدمت و اطاعت از سیاست تجاوزکارانه اسراییل و آمریکا را در ایران و در منطقه خاورمیانه پذیرا شده بودند. روی سخن ما با ژنرال هایی است که در ماه های اخیر بطور مستقیم در کشتار مردم و در سرکوب جنبش انقلابی مردم ایران در کنار شاه بودند و اکنون نیز کلیه اهرمهای فرماندهی ارتش را در جهت حفاظت از رژیم استبدادی و بازگشت قدرت مطلقه استبدادی پادشاه در دست دارند.

روی سخن ما با ژنرال هایی است که روش زندگی اداری و نظامی آنها با سرسپردگی و اطاعت کورکورانه از اوامر شاه در جهت حفظ منافع صهیونیسم جهانی و امپریالیسم آمریکا و شرکت های بزرگ بین المللی بوده است. و در این جهت از کلیه مزایای غیر قانونی مادی و حقوق های زیاد و امتیازات فراوان و زندگی های لوکس و اشرافی به خرج ملی فقیر ایران برخوردار بوده اند. آیا تبلیغات دروغ ٢٥ ساله در اطراف رشد اقتصادی و افزایش درآمد سرانه و توزیع عادلانه ثروت و اجرای برنامه های عمرانی و ریشه کن کردن بیسوادی و احداث جاده و مدرسه و بیمارستان و خدمات رفاهی با ارائه ارقام و آمار سراپا دروغ نشانه استقلال است؟

آیا تلف کردن میلیاردها دلار پول نفت و تقسیم بلاعوض آن بین مصر و اسراییل و اردن و هند و پاکستان و افغانستان و سنگال و کره جنوبی و فیلی پین و دیگر کشورهایی که زیر سلطه سیاسی آمریکا قرار دارند علامت استقلال است؟ آیا خرید و ایجاد نیروگاه های اتمی و خرید وسایل نظامی کهنه و از مد افتاده غربی و احداث پایگاه های عظیم دریایی و هوایی به دستور آمریکا و در جهت حفظ منافع نظامی و سیاسی و اقتصادی غرب به خرج ملت فقیر ایران با دریافت صدها میلیون دلار حق دلالی و اندوختن آنها در بانک های خارج دلیل بر استقلال است؟ آیا در ٢٥ سال گذشته نام ایران و پرچم ایران در محافل سیاسی و اجتماعی جهان دارای اعتبار بود که اکنون این اعتبار در شرف نابودی است؟

آیا ارتش وان تیوها و چیان کای شک ها و باتیستاها توانستند در برابر کمونیست ها مقاومت کنند و پرچم های کشورشان را از سرنگون شدن نجات دهند که امروز مدافعان مسلسل بدست رژیم استبداد ادعا می کنند که با ادامه قتل عام مردم و دفاع از رژیم فساد و اختناق می توان جلوی نفوذ کمونیرم را گرفت؟ آیا آمریکا و سرمایه داری خونخوار غرب جز حفظ منافع خود از راه غارت مملکت ما و تحمیل رژیم فساد و اختناق بر مردم ما و حمایت از وحشیانه ترین شیوه های پلیسی شکنجه و اختناق هدف دیگری دارد؟ و شما که در زیر حمایت چنین سیاست ضد انسانی و ضد مردمی و ضد میهنی قرار دارید بیشتر از ما در غم استقلال ملی و تمامیت ارضی وطن خود هستید؟ و شما که هر آن آماده برای فرار از کشور و زندگی کردن در ویلاهای زیبای خود در اروپا و آمریکا هستید بیشتر از ما در فکر پرچم کشور و استقلال ایران هستید؟

دکتر علی اصغر حاج سید جوادی سپس روی سخن را به طرف بختیار برگردانده پس از رد اظهارات اخیر وی در مصاحبه ها و بیان این نکته که دولت وی نیز نظیر دولت های شریف امامی و ازهاری عمل کرده است، افزود: » و شما در این معرکه چه نقشی دارید؟ شما نخست وزیر کی هستید؟ موضع قانونی شما در این مقام چیست؟ شما در راهی افتاده اید که ناچار به توجیه توطئه ها و بی گناه جلوه دادن عاملین اصلی کشتارهای مردم هستید.» وی آنگاه بار دیگر رو به ارتش کرده و می نویسد: » در اینجا ما بار دیگر به تکرار موضوع اصلی خود یعنی این سوال اساسی می رسیم که ارتش از چه دفاع می کند؟»

از استقلال و تمامیت ارضی مملکت یا از استبداد و فساد و فرد پرستی و اطاعت کورکورانه و وابستگی به سیاست های استعماری بیگانگان یعنی تبدیل به وسیله ای برای حمایت از استبداد و فساد؟

در اینجاست که ما سوال خود را تکرار می کنیم که ارتش از چه چیز دفاع می کند؟ آیا ارتش باید مطیع اشاره انگشت مبارک باشد، یا مدافع آزادی و استقلال ملی؟ ما چگونه می توانیم شخصیت عظیم انسانی با تقوا را که مظهر عالیترین نمونه شجاعت و فضیلت و قناعت و ایثار است نظیر آیت الله خمینی در برابر الگوهای فساد و غارت و ظلم قرار دهیم و اطاعت کورکورانه از انگشت مبارک را به پیروی از چنین شیوه های شگفت انگیزی از تقوا و خلوص انسانی ترجیح دهیم؟

ما چگونه می توانیم نمونه مذلت و حقارت و بردگی و فساد را با الگوی غرور آفرین از انسانی که ایمان و اخلاص و اراده فسادناپذیر او قلوب میلیون ها انسان رنجدیده ایرانی را تسخیر کرده است در یک کفه قرار دهیم؟ حرکت انقلاب در جهت تغییر بنیادهای اجتماعی و سیاسی و اقتصادی مملکت در مسیر الگوی ایمان و آزادی و رهایی از چنگال استبداد و ظلم واستعمار است. وظیفه ما همه مردم ایران در هر لباس و در هر سازمان و در هر صنف دفاع از این اصول است، اصولی که جامعه را از آلودگی های تبعیض و غرت و فساد و بهره کشی و اختناق و فقر و جهل رها می سازد.

اگر ارتش نظیر سایر بنیادهای وابسته به رژیم استبدادی خود از این گونه عوارض پاک نشود، چگونه می تواند در خدمت دفاع از استقلال کشور قرار گیرد؟ اگر آینه انقلاب ما نقوش چهره ها را به درستی و راستی منعکس می کند گناه از نهضت نیست که در صحایف سیاه و آلوده تاریخ معاصر سیاسی ما غرور انگیز ترین حرکت انسانی جهان کنونی شناخته می شود، بلکه گناه از چهره های آلوده است.



دسته‌ها:تاریخی‌

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: