ناگفته‌هایی درباره‌ ۱۸ تیر، مصاحبه با صفحه فیسبوکی ملی‌مصدقی‌ها

۱۸ نیرملی مصدقی‌ها: ۱۸ تیر امسال پانزدهمین سالگرد این قیام است قیامی که شاید اولین بانگ نیروهای سکولار دموکرات در چار چوب وقایع بعد از خیزش ۵۷ است.

در آستانه این روز با دکتر سعید بشیرتاش کنشگر سیاسی که از کوشندگان اصلی آن قیام بود به گفتگو نشسته‌ایم تا پس از پانزده سال به باز خوانی آن زمان در چارچوب تجربیات یک و نیم دهه بپردازیم.

– به نظر شما چرا نیروهای نظامی و شبه نظامی این حملات وحشیانه را به خوابگاههای دانشگاه تهران و تبریز برنامه‌ریزی کردند؟ و هدف نهائی‌شان از این حمله چه بود؟

– هيچ حكومت ديكتاتورى حضور فعال مردم در صحنه‌ی سياسى را نمی‌تواند تاب بياورد. حضور فعال مردم در صحنه سياسى برابر است با فروپاشى سامان ديكتاتورى. براى همين، روش همه‌ی ديكتاتورها اين است كه مردم بهاى سنگينى براى حضور در صحنه‌ی سياسى بپردازند. در واقع همه‌ی ديكتاتورها تنها با ايجاد جو رعب و وحشت قادر به ادامه‌ی حكومت خود هستند.
حضور مردم در صحنه‌ی سياسى در ماه‌هاى منتهى به ١٨ تير ۱۳۷۸ روندى صعودى داشت. تنها ٧-٨ ماه پيش از ١٨ تير و در پى كشته‌شدن داريوش و پروانه فروهر به‌ دست جمهورى‌اسلامى، ده‌ها هزار تن از مردم در اعتراض به قتل‌هاى سياسى به خيابان‌ها ريختند و با بلندكردن پرچم‌هاى ايران، بدون آنكه نشان جمهورى‌اسلامى را داشته باشد، به اعتراض پرداختند. بيش از ١٧ سال بود كه مردم تهران دست به تظاهرات ضد حكومتى نزده‌بودند. در چهلم فروهرها نيز تظاهرات بزرگ ديگرى برگزار شد. در پى اعتراضات مردم و پافشارى خاتمى وزارت اطلاعات مسئوليت قتل‌ها را پذيرفت. جو استبداد در حال شكستن بود و مردم، به ويژه جوانان، حضورى گسترده در ميدان فعاليتها و اعتراض‌هاى سياسى داشتند. در آن دوران دانشجويان محور حركت‌هاى سياسى بودند. حكومت احساس می‌كرد كه بايد ضرب شستى به مخالفان نشان دهد تا دوباره جو ترس و وحشت را بر جامعه حاكم ساخته و بار ديگر مردم را از صحنه‌ی سياسى بيرون كند. يك ماه و نيم پيش از ١٨ تير، در زادروز مصدق در احمدآباد در ٢٩ ارديبهشت ٧٨، صدها تن از چماقداران حكومتى به شركت كنندگان در مراسم حمله‌ كرده‌بودند كه  جوانان با مقاومت دليرانه‌ی خود آنان را پس رانده بودند. در آن روز دهها تن از دو طرف به شدت زخمى شدند.  در روز ١٨ تير، چماقداران حكومتى به همراه نيروى انتظامى اين بار كوى دانشگاه را هدف‌قراردادند: تظاهرات بسيار آرام و كوچك دانشجويان خوابگاه دانشجويى در اميرآباد در اعتراض به بسته شدن روزنامه سلام، كه در تيتر اصلى خود طرح جديد قانون مطبوعات را پيشنهاد سعيد امامى خوانده بود، بهانه‌اى شد تا نيروهاى انتظامى و لباس شخصى‌هاى سازماندهى‌شده به خوابگاه دانشجويان حمله كرده و آن فاجعه را پديد‌آورند. آنها اين بار می‌خواستند با خشونت هر چه تمام‌تر از دانشجويان، كه هسته‌ی اصلى اعتراض‌هاى سياسى بودند، زهرچشم بگيرند.

– هر مقطع تاریخی بخشها و فراز و فرودهای خود را دارد و بی تردید جریانات گوناگون بخش بندی های مختلفی از این قیام دارند بعنوان مثال از شب ۱۸ تیر تا ۱۹ تیر و از ۱۹ تیر تا ۲۳ تیر میخواهم تحلیل شما را در این خصوص بدانم و بخش‌بندی شما از فعالیت‌های این قیام چگونه طبقه بندی میشود؟

– در روز ١٨ تير، به خاطر مراسم خاكسپارى مادربزرگ همسرم، من خارج از تهران بودم. پس از آنكه همرزمانم گزارش واقعه‌ی حمله به كوى دانشگاه را دادند، بعد از ظهر ١٨ تير، پس از مراسم خاكسپارى، بى‌درنگ به تهران برگشتم و به همرزمانم پيوستم و از غروب ١٨ تير تا واپسين ساعتهاى ٢٢ تير، به همراه همرزمانم، در متن اين جنبش حضور داشتم. در روز جمعه ١٨ تير، تمامى خيابان‌هاى پيرامون دانشگاه توسط نيروهاى ضد شورش، كه مجهز به چندصد خودروى زرهى بودند، محاصره شده بود و هيچ خودرويى نمی‌توانست به خيابان‌هاى پيرامون خوابگاه نزديك شود.
در ورودی خوابگاه بسته بود و دانشجويان از نظر آذوقه در مضيقه قرارگرفته‌بودند. همسايگان و مردم به آنها آذوقه می‌رساندند. خيابان خوابگاه كاملا در اختيار مردم قرار گرفته بود و مردم آتش روشن كرده بودند. مردم از جنايتى كه حكومت بر دانشجويان كرده بود بسيار خشمگين بودند و تا طلوع آفتاب در خيابان ماندند. 
فرداى آن روز، يعنى شنبه ١٩ تير، در اعتراض به حمله به كوى دانشگاه، دفتر‌تحكيم‌وحدت يك برنامه‌ی سخنرانى در جلوى سردرِ اصلى دانشگاه تهران گذاشته بود. در آن دوران، تنها تشكل دانشجويى قدرت‌مند كه از طرف دولت به رسميت شناخته‌ميشد دفتر‌تحكيم‌وحدت بود كه، در آن مقطع، به‌شدت به جريان اصلاح‌طلب وابسته بود. 
اما اكثريت دانشجويان فعال به اين تشكل رسمى دانشجويى تعلق نداشتند و موضعى انتقادى نسبت به كليت جمهورى‌اسلامى داشتند. مهمترين تشكل غير رسمى جوانان و دانشجويان در آن زمان سازمان‌جوانان‌حزب‌ملت‌ايران بود. اين سازمان، كه من در آن زمان افتخار دبيرى آن را داشتم، بيشترين نقش را در سازماندهى دانشجويان در طى قيام ١٨ تير -از ١٩ تا ٢٢ تير- داشت. در اينجا اين را هم در داخل پرانتز بيافزايم كه سالها است كه ديگر ارتباطى با چيزى كه از حزب‌ملت‌ايران باقى‌مانده است ندارم. 
در روز ١٩ تير و در مراسمى كه دفتر‌تحكيم‌وحدت برگزاركننده‌ی آن بود، همه‌ی  نيروهاى دانشجويى، چه تشكل‌هاى رسمى و چه تشكل هاى غيررسمى، شركت‌داشتند و اتحاد بى‌نظيرى ميان دانشجويان برقرار بود. سخنرانان دفتر‌تحكيم‌وحدت سخنرانى‌هاى خوبى كردند و يكى از آنها رسما خواهان پاسخگويى فرمانده‌ی كل قوا شد. جمعيت هم از اين سخنرانى با شعار «فرمانده‌ی كل قوا پاسخگو» استقبال كردند. در عصر ١٩ تير، چند صد نفر از دانشگاه تهران به سوى خيابان به راه افتاديم، وارد خيابان فاطمى شديم و از جلوى وزارت كشور عبور كرديم. البته در آنجا درگيری‌هاى كوچكى رخ داد. در مسير راهپيمايى، مردم از اين تظاهرات استقبال‌می‌كردند و به جمعيت افزوده می‌شدند. در جلوى وزارت كشور، هنوز جمعيت اندك بود. هنگامى كه از خيابان فاطمى پايين رفتيم و به بولوار كشاورز رسيديم، جمعيت تظاهركنندگان بسيار زياد شده بود و تعداد تظاهركنندگان به دهها هزار نفر می‌رسيد. در مسير تظاهرات، اين سازمان‌جوانان‌حزب‌ملت‌ايران بود كه  اداره‌ی آن را در‌دست‌گرفته‌بود. همرزمانم از منزلمان صدها پوستر و هزاران اعلاميه به ميان تظاهركنندگان آوردند و شعارهايى مانند » قاتلان فروهر، زير عباى رهبر» يا «مصدق فروهر اين راه ادامه دارد» را در ميان جمعيت همه گير كرديم. در اين تظاهرات شعارهايى عليه حكومت دينى و برای برقرارى آزادی‌هاى سياسى داده شد. به رسم معمول آن زمان نيز، سرود ملى «اى ايران»، كه نماد مبارزات مردمى شده بود، بارها در تظاهرات خوانده شد. در آن شب، منطقه گسترده‌اى از تهران، كه مركزيت آن دانشگاه تهران و خوابگاه دانشجويى بود در دست مردم قرار گرفته بود و هيچ نيروى حكومتى در آنجا جرأت حضور نداشت. حتى راهنمايى رانندگى نيز توسط نيروهاى مردمى انجام می‌گرفت. در اين روز، نه تنها مخالفتى از سوى دفتر‌تحكيم‌وحدت مشاهده نشد بلكه همراهى خوبى نيز داشتند و اتحاد بى‌نظيرى برقرار بود. نيروهاى حكومتى در اين روز به شدت مرعوب شده بودند و استقبال مردم از دانشجويان و تظاهركنندگان هر ساعت در حال افزايش بود. آن شب، بى شك، اوج قدرت قيام ١٨ تير بود.
فرداى آن روز، يعنى يكشنبه ٢٠ تير، همه‌ی ما شاهد چرخش كامل دفتر‌تحكيم‌وحدت بوديم. تجربه‌ی تظاهرات شب قبل، ظاهرا براى آنها و اصلاح‌طلبان به‌شدت ناگوار بود. آنها احساس می‌كردند كه نمی‌توانند رهبرى تظاهرات مردمى را بر‌عهده‌گيرند و تظاهركنندگان كليت نظام را زير سؤال می‌برند. مسئولان دفتر‌تحكيم‌وحدت، كه در تماس دايمى با برخى از رهبران اصلاح‌طلب بودند، به شكلى خواهان جمع‌و‌جور‌كردن اوضاع و پايان‌دادن به ماجرا بودند. آنها خواستار پايان دادن به تظاهرات خيابانى شدند و می‌گفتند كه تمامى اجتماعات به درون دانشگاه و در سطح تحصن محدود‌ بماند. آنها در اين روز و نيز دوشنبه ٢١ تير، تمامى توان خود را براى جلوگيرى از ادامه تظاهرات به خرج دادند و حتى در بعد از ظهر ٢١ تير تلاش کردند با زنجير درهاى دانشگاه را قفل‌كنند تا مانع خروج دانشجويان شوند. چند تن از اصلاح‌طلبان را نيز براى سخنرانى در درون دانشگاه دعوت كردند و همه‌ی سخنرانان نيز مخالفت خود را با ادامه‌ی تظاهرات اعلام كردند. نظر آنها بر اين بود كه ادامه‌ی تظاهرات منجر به برخورد سنگين حكومت می‌شود. شايد تا حدی نيز حق داشتند، اما حتى در درون دانشگاه هم با هرگونه موضع‌گيرى عليه شخص ولى فقيه به شدت مخالف بودند و از وى به عنوان «مقام رهبرى» نام می‌بردند. امرى كه، در آن جو پرهيجان، شكاف و اختلاف ميان دانشجويان معترض را تشديد ميكرد. 
از همان صبح يكشنبه ٢٠ تير و چرخش دفتر‌تحكيم‌وحدت بود كه اختلاف و چنددستگى ميان دانشجويان بروز كرد. دانشجويان به سه دسته تقسيم شدند: بخشى خواهان پايان‌دادن به تظاهرات‌خيابانى بودند، بخشى خواهان ادامه‌ی تظاهرات خيابانى بودند و بخشى نيز، مردد در ميان اين دو دسته، سرگردان‌شده‌بودند. از همين زمان، يعنى صبح يكشنبه ٢٠ تير، براى من مشخص بود كه، با اختلافات پيش‌آمده، قيام دانشجويى ١٨ تير به‌زودى شكست‌خواهد‌خورد. 
در روزهاى ٢٠ و ٢١ تير، و عليرغم مخالفت جدى دفتر‌تحكيم‌وحدت، بار ديگر هزاران تن از دانشجويان در خيابان‌هاى تهران دست به تظاهرات ضد‌حكومتى زدند و هزاران تن از دانشجويان نيز در درون دانشگاه باقى‌ماندند. براى همه مشخص شده بود كه خاتمى به شدت مخالف اعتراضات دانشجويان است. در روز ٢١ تير، برخى از عوامل اطلاعاتى كه تعدادی از آنها شناسايى‌شدند و در ميان دانشجويان‌تظاهر‌كننده رخنه‌كرده‌بودند دست به برخى اقدامات مانند آتش زدن يك اتوبوس زدند. گزارشاتى كه به من می‌رسيد بسيار نگران كننده بود و مشخص بود كه مهار اوضاع از دست خارج شده است. 
در عصر ٢١ تير، خامنه اى سخنرانى معروف خود را كرد. بعدها، با خاطراتى كه نزديكان خامنه‌اى تعريف‌كرده اند، مشخص شده است كه وى روحیه و اعتماد‌به‌نفس خود را در آن روزها از دست داده بود. از غروب دوشنبه ٢١ تير هجوم نيروهاى حكومتى به دانشجويان و جوانانِ چنددسته‌شده شروع شد. بسيج و سپاه، در لباس مبدل، مستقيما وارد كارزار شده‌بودند و حتى به بسيارى از فرماندهان سپاه نيز دستور داده شده بود تا با لباس شخصى در سركوب دانشجويان شركت‌كنند. حملات متوجه دانشجويانى بود كه دست به تظاهرات‌خيابانى زده بودند. دفتر‌تحكيم‌وحدت نيز كاملا خود را از اين دانشجويان جدا كرده بود. زدوخوردها تا پايان شب ادامه داشت. روز سه شنبه نيز سركوب به شدت ادامه‌ پيدا‌كرد و در غروب ٢٢ تير نيروهاى‌حكومتى كنترل كامل خيابان‌هاى پيرامون دانشگاه و خوابگاه را در‌دست‌گرفتند. شهر تبديل به پادگان نظامى شده بود. در ساعت ١٠ شب كه با خودروى خودم از جلوى دانشگاه تهران می‌گذشتم، هزاران تن از نيروهاى‌ضد‌شورش در فاصله‌هاى ٢‌مترى از يكديگر در خيابان‌هاى پيرامون دانشگاه مستقر‌شده‌بودند. در اين روز، بر اساس اطلاعات دقيقى كه در آن زمان دريافت كردم، بيش از دو هزار دانشجو دستگير و زندانى شدند. البته اكثريت بزرگ آنها پس از يكى دو روز آزاد شدند.
با توضيحاتى كه دادم، می‌توانم قيام ١٨ تير، كه از بامداد ١٨ تير تا غروب ٢٢ تير ادامه داشت، را به بخش‌هاى زير تقسيم كنم:
١- ١٨ تير: يورش وحشيانه‌ی گماشتگان حكومتى به خوابگاه و دانشجويان
٢- ١٩ تير: آغاز واقعى قيام ١٨ تير: اتحاد و يكپارچگى همه‌ی جريان‌هاى دانشجويى، برگزارى تظاهرات گسترده‌ی ٥٠هزارنفرى عليه استبداد‌دينى، غافلگیری و وحشت نيروهاى‌حكومتى و  پيوستن بخش‌هايى از مردم به اين قيام.
٣- از صبح٢٠ تير تا غروب ٢١ تير: جداشدن طرفداران‌خاتمى و آغاز چنددستگى در ميان دانشجويان.
٣- از غروب ٢١ تير تا غروب ٢٢ تير: موافقت خاتمى با درخواست سپاه جهت حمله به جوانان تظاهركننده و آغاز سركوب دانشجويانى كه به تظاهرات ادامه ‌داده‌ بودند.

– نقاط قوت این قیام در چه بود که حاکمیت با تمام قوا به میدان آمد و هرساله سالگرد این قیام همچون استخوان در گلو میباشد و فضای کشور در این روزها حالت امنیتی بخود میگیرد؟

– نقطه مثبت اين قيام، گفتمان نويى بود كه اين قيام در سطح ملى جا انداخت و سر فصل نوينى در تاريخ نهضت‌هاى مردمى ايران شد. اين قيام سه پايه هويتى داشت: دموكراسى، سكولاريسم و ملى گرايى. پس از قيام ١٨ تير، محتواى همه جنبش هاى گسترده‌ی مردمى اين سه پايه هويتى خواهد بود. حتى جنبش‌ سبز نيز، در سطح مردمى خود، همين هويت را داشت و هر چه زمان می‌گذشت اين سه پايه‌ی هويتى قيام ١٨ تير بيشتر در جنبش سبز عيان ميگشت.
به نظر من، جايگاه قيام ١٨ تير در تاريخ معاصر ايران تا حدودى به جايگاه رخداد ١٥ خرداد ٤٢ شباهت دارد. رخداد ١٥ خرداد ٤٢ پايانى بود بر هژمونى جبهه ملى در ميان مخالفان و آغاز سرفصل جديدى بود در تاريخ مبارزاتی نیروهای سیاسی در ايران. رخداد ١٥ خرداد ٤٢  گفتمان ضد غربى، ضد سلطنتى و اسلامگرايى را در سطح ملى در ميان مخالفان حاكم گرداند و همه حركت‌هاى اعتراضى پس از آن از اين گفتمان بهره ميگرفتند. اما قيام ١٨ تير براى هميشه به اين گفتمان واپسگرايانه پايان داد و گفتمان ملى، دموكرات و سكولار را در سطح ملى، در مبارزات مردمی، حاكم گرداند.  
قيام ١٨ تير چشم اميدى به اصلاحات درون‌حكومتى نداشت. رهبران اين قيام و فعالان ملى دانشجويى می‌ديدند كه قانون‌اساسى‌ جمهورى‌اسلامى رسماٌ حقوق ملت ايران را مصادره كرده و در اختيار ولى‌فقيه گذارده است. آنها ميديدند كه درچارچوب قانون‌اساسى ‌جمهورى‌اسلامى  و بدون پشتوانه و حضور قوى مردمى، ولى‌فقيه هرگز حاضر به بازپس‌دادن حقوق‌ ملت نخواهد‌بود و تنها راه رسيدن به  حقوق ابتدايى شهروندى و دموكراسى جنبشى ملى است. قيام ١٨ تير راه آينده را به ملت ايران نشان داد. 
علت اينكه حاكميت با تمام قوا براى سركوب اين قيام به ميدان آمد اين بود كه اين قيام ولايت‌فقيه و استبداد‌دينى را هدف قرار داده بود و به هيچ‌وجه در چارچوب حكومت قرار‌نداشت.  

– نقاط ضعف این قیام در چه بود و عامل انحراف و سرکوب را در چه میدانید و نقش اصلاح طلبان در شکست قیام را تا چه حد موثر میدانید؟

– نقطه ضعف اين قيام در گسترده‌نبودن آن در سطح كشور و نيز چنددستگى بود كه از روز دوم در ميان دانشجويان پديد‌آمده‌بود. تشکل‌های دانشجويى اصلاح‌طلب، كه در آن زمان هنوز متأثر از افكار اسلام‌گرايانه بودند و روابط بسيار خوبى با دولت خاتمى داشتند و در برابر ولايت فقيه و نظام جبهه نمی‌گرفتند، در قيام ١٨ تير در اقليت قرار گرفتند و دانشجويان را در تظاهرات‌هاى خيابانى، به جز تظاهرات ٢٠ تير، همراهى نكردند؛ و شايديكى از علل شكست اين قيام نيز همين شكافى بود كه اين تشکل‌ها، با فشار اصلاح‌طلبان، در ميان دانشجويان ايجاد كرده بودند.
دوستان ما شاهد آن بودند كه مسئولان دفتر‌تحكيم وحدت در لحظات حساس دقيقه به دقيقه با برخی رهبران اصلاح‌طلب در ارتباط بودند و دستورات آنها را اجرا می‌كردند. پس از سركوب قيام ١٨ تير، اعضاى دفتر‌تحكيم‌وحدت، كه شاهد سياست اصلاح‌طلبان در رها‌كردن دانشجويان زير ماشين سركوب حكومتى بودند، و احساس می‌كردند كه بازى‌خورده‌اند، از اصلاح‌طلبان فاصله‌گرفتند. امری که منجر به انشعاب کوچک دانشجویان اصلاح‌طلب از دفتر‌تحكيم‌وحدت در نشست به‌اصطلاح شیراز گردید.
ما در غروب ١٩ تير شاهد آن بوديم كه دهها هزار تن از مردم تهران به دانشجويان پيوسته‌بودند. اما از فرداى آن روز، اختلافات و چنددستگى ها شروع شد. اگر اين اختلافات نبود و خاتمى از دانشجويان حمايت می‌كرد، و يا دست‌كم در برابر دانشجويان نمى‌ايستاد، اقبال مردم به اين قيام به‌سرعت افزايش‌مى‌يافت و ديگر سركوب آن آسان نبود. از همان صبح ٢٠ تير كاملا مشخص بود كه خاتمى در مقابل دانشجويان قرار‌گرفته‌است. در روز ٢١ تير، خاتمى، به عنوان رييس شوراى‌امنيت‌ملى،  شخصا دستور دستگيرى‌ها را صادر‌كرد. چندين‌هزار تن از دانشجويان و فعالان سياسى بازداشت شدند. كمتر از دو هفته بعد خاتمى در باره‌ی قيام ١٨ تير گفت: «بعد از حادثه‌ی کوی دانشگاه، شورش پیش آمد. شورش و بلوا در تهران، حادثه‌ی زشت و نفرت‌آوری بود که ملت عزیز و مقاوم و صبور و منطقی ما را مکدر کرد. آن‌چه در تهران پیش آمد، لطمه به امنیت ملی بود؛ تلاشی بود برای برهم زدن آرامش مردم شریف و تخریب اموال عمومی و خصوصی و بالاتر از آن، اهانت به نظام و ارزش‌های آن و مقام معظم رهبری. آن‌چه پیش آمد، حادثه‌ی ساده‌ای نبود؛ تلاشی بود برای مرزشکنی و برای ابراز کینه‌توزی علیه نظام که نه رابطه‌ای با این ملت شریف داشت و نه نسبتی با دانشگاه و دانشگاهیان. حادثه‌ی شورش، یک حرکت کور، یک بلوا، یک حرکت ضد امنیتی، با شعارهای منحرف‌کننده بود که به نظر من برای مخدوش کردن شعارهای مطرح‌شده در دوران جدید ریاست‌جمهوری به وجود آمد. تحریک احساسات مردم متدین و دل‌سوز و وطن‌خواه که تاب تحمل حمله به ارزش‌ها، رهبری، و مقدسات خود را ندارند».

– هر ساله بنا بر حسب موقعیت سالگردهای متفاوتی برای این قیام گرفته میشود به نظر شما متناسب ترین و موثر ترین برنامه برای برگزاری چنین سالگردهائی چگونه میتواند باشد؟حضور خیابانی را موثر میدانید یا برگزاری نشست های مختلف در سالن های اجتماعات یا فعالیت در دنیای مجازی؟

– بزرگداشت سالگرد اين قيام حتما بايد با تبيين ويژگى‌ها و جايگاه تاريخى آن همراه باشد و خواسته‌هاى مردم در اين قيام همواره يادآورى‌شود. فعاليت‌هاى مجازى براى شناساندن ژرفا و هويت اين قيام لازم و ضرورى است، به ويژه اينكه در اين‌باره، به عللى كه نمی‌خواهم وارد آن شوم،  فعاليت كافى صورت‌نگرفته‌است. 
اين قيام، يك جنبش مردمى با هويتى ملى گرايانه و براى برقرارى يك سامان دموكرات و سكولار در ايران بود. در نتيجه، بزرگداشت واقعى اين قيام، زمانى است كه بار ديگر مردم ايران در يك قيام سراسرى خواهان اجراى خواسته‌هاى آن جنبش، يعنى برقرارى سامانی مردمسالار در ايران، شوند.

– به عنوان آخرین پرسش 15 سال از قیام 78 و 5 سال از اتفاقات مهم و تکان دهنده 88 میگذرد  و اگر بخواهیم مدلی برای پیروز شدن در وقایع سالهای آتی طراحی کنیم پیشنهاد شما برای این مدل چیست؟

پاسخ به اين پرسش خود بحث مفصل و جداگانه اى را می‌طلبد. در اينجا به اختصار می‌گويم كه هيچ جنبشى را از پيش نميتوان طراحى كرد، چرا كه هيچ جنبشى به دستور صورت نميگيرد. هيچ كسى نيز آغاز يك قيام را نمی‌تواند پيش‌بينى‌ كند. تنها چيزى را كه می‌توان پيش‌بينى كرد اين است كه سرانجامِ هر سامان ديكتاتورى فروپاشى است. يك روزنه، يك رفرم و يا يك تغيير تعادل در درون بافت قدرت، همگى می‌توانند فرصتى باشند براى آغاز يك قيام.
اما بر اساس تجربه‌هايى كه از قيام ١٨ تير، جنبش سبز و ديگر قيام هاى تاريخ ايران و جهان به دست آمده است، می‌توان گفت كه يك سرى شرايط براى پيدايش يك جنبش و پيروزى آن لازم است؛ از جمله:
– مشخص بودن هدف و قاطع‌بودن در راه رسيدن به آن هدف. جنبش و سران آن نبايد در برگزيدن هدف -مثلا کنارگذاردن ولايت‌فقيه و برقرارى دموكراسى- مردد باشند و در مسير راه تعلل ورزند.
– جنبش بايد ملى و گسترده باشد. گسترده ترين قشرهاى جامعه در همه شهرهاى بزرگ  كشور بايد در جنبش شركت داشته باشند. با  شركت قشرهاى زحمتكش در جنبش، امكان پيروزى به شدت افزايش می‌یابد.
– جنبش و گفتمانش بايد بتواند بخشى از بدنه حكومت را به خود جذب‌كرده و يا دست‌كم باعث ايجاد ترديد و تعلل در بخش مهمى از بدنه‌ی سركوبگر شود. در همان حال، رهبرى جنبش با قاطعيت خود بايد حكومت را مرعوب كرده و در درون آن شكاف ايجاد كند. 

جنبش سبز ملت ايران، كه در ادامه قيام ١٨ تير قرار دارد، برخى از اين ويژگی‌ها، و نه همه‌ی آنها، را داشت.
در پايان بار ديگر تكرار می‌كنم كه  قيام ١٨ تير راه آينده را به ملت ايران نشان داد. بدون كوچكترين ترديدى، مطمئنم كه سرانجام يك جنبش بزرگ ملى همه خواسته‌هاى بزرگ و حياتى قيام ١٨ تير را در كشور عزيزمان ايران عملى خواهد كرد.  



دسته‌ها:تاریخی‌

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: