قتل‌های زنجیره ای و پیامدهای آن پس از 17 سال، مصاحبه با مرکز دموکواسی برای ایران

bakhtyar-va-foroohar

هفدهمین پاییز از آن پاییز تلخ و سرنوشت ساز برای ایران، رو به اتمام است و تنها نتیجه ملموسی که از آن پرونده پر هیاهو برای مردم به جا مانده دست نوشته های پرستو فروهر است از اعترافات بعضی مآموران امنیتی سرزمینی که پدر و مادرش در آن به قتل رسیدند. اعترافاتی که با افتخار و جزئیات اعلام کرده اند که چگونه کشتیم و این وظیفه بود و روال معمول کار که پیش از آن هم بارها و بارها انجام شده بود و پاداشش هم دریافت شده بود. حداقل مرهم برای جامعه در دولت محمد خاتمی این بود که گفتند وزارت اطلاعات تا حد ممکن و در حد توان دولت از این افراد پاکسازی شده است. اما همانگونه که این تفکر حذفی هنوز وجود داشت، در دولت بعدی ظاهرآ این افراد به پستهای خود بازگشتند و حتی ترفیع گرفتند. با ‘سعید بشیرتاش’ که از نزدیکان خانواده فروهر و همچنین عضو هیآت موسس شاخه جوانان حزب ملت ایران بوده چرایی، چگونگی و پیآمدها و تآثیراتی که این قتلها بر جامعه امروز ایران و سرنوشت آن گذاشته را بررسی کرده ایم. او که دندانپزشک است اکنون در کشور بلژیک به سر می برد و در کنار حرفه اصلی اش به فعالیت سیاسی و همچنین مقاله نویسی در رسانه های فارسی زبان مشغول است.

*پیش زمینه این اتفاق چه بود؟ یعنی قبل از پاییز 77 چه اتفاقات و یا تفکری منجر به انجام این قتل ها شد؟
حذف مخالفین به شکلی از همان ابتدای انقلاب وجود داشته. در دوره اول از طریق ایجاد دادگاههایی به نام دادگاه انقلاب که اصلآ در آن آیین دادرسی رعایت نمی شد و فقط اسم دادگاه را یدک می کشید و در محاکمه های چند دقیقه ای حکم صادر می شد، دوره بعد در سال 67 با اقدامی فراقانونی و حتی با دور زدن همان دادگاه انقلاب که قانونش به تصویب مجلس رسیده بود، با تصمیم یک هیآت سه نفره (که بعدها به هیآت مرگ محکوم شد) هر مخالفی که بر سر موضع خود ایستاده بود را اعدام کردند، بعد از سال 68 ظاهرآ این شیوه قتلها متوقف شد اما منابعی می گویند که در فاصله سالهای 68 تا 77 حدود 135 نفر از مخالفان به شیوه های گوناگون به قتل رسیده اند البته اسم پنجاه نفر از این افراد که توسط وزارت اطلاعات به قتل رسیده اند به طور مستند در دسترس است. گفته می شود در این زمان به طور متوسط هر ماه یک مخالف و یا منتقد به قتل رسیده است. هدف این قتل ها برقراری یک سکوت گورستانی در جامعه بوده و در عین حال می خواستند افراد به تعبیر خودشان خطرناک را از سر راه بردارند. این برخورد خشن با مخالفان در طول 36 سال گذشته کماکان ادامه داشته.
*در بخشی از اعترافات منتشر شده متهمان آمده که این امر عادی بوده، ما وظیفه داشتیم و یک اقدام روتین و هماهنگ شده بوده است.
بله آقای حجاریان در این مورد گفته بود ‘انگار اینها یادشان رفته بود بعد از روی کار آمدن خاتمی، موتور ماشین قتلها را خاموش کنند’ یعنی اینکه این مسئله عادی بوده و جریان داشته است.
*مشخصآ در قتلهای پاییز 77 برنامه ریزی در چه رده ای انجام شده است؟
بر اساس مستندات دولت خاتمی و بازجویی هایی که صورت گرفته و بدون در نظر گرفتن احتمالات، مصطفی کاظمی که معاون امنیت وزارت اطلاعات بود، عالیخانی مدیرکل وزارت اطلاعات بود که اتفاقآ این دو پیش از قتلهای پاییز 77 چند بار از من بازجویی کرده بودند، خود اینها گفته اند که ما از آقای دری نجف آبادی دستور سازمانی گرفته اند. در مورد سعید امامی هم اصل پرونده اش از دسترس وکلا خارج شده اما همان چند برگی هم که باقی مانده تآیید می کند که این یک روال تشکیلاتی بوده که وجود داشته. اینها وزیر اطلاعات وقت آقای دری نجف آبادی را آمر این دستور می دانند. دوبار هم از دری نجف آبادی بازجویی می شود و در آنجا او سه بار قسم می خورد که ‘ولله، بالله و تالله من نبوده ام’ و رها می شود. حتی خود این متهمان در اعترافات گفته اند که از طریق آیت الله خوشوقت بیت رهبری هم در جریان بوده است.
*مشخصآ نقش روزنامه کیهان در جریان این قتلها چه بوده؟
اطلاعات موثقی در این زمینه در دست نیست. تنها چیزی که مشخص است این است که حسین شریعتمداری زمانی با وزارت اطلاعات به عنوان بازجو همکاری می کرده و ارتباطات تنگاتنگی با سعید امامی داشته. البته ماهیت کار سازمانی این است که افراد تنها به ضرورت و میزان درگیری شان در پروژه در جریان قرار می گیرند و نه بیشتر.
*مشخصآ در خصوص قتلهای پاییز چه ویژگی بارز و کدام رفتار این افراد خطرساز تعبیر شد و باعث قتل ایشان شد؟
اگر به حرفهای سعید امامی و مصطفی کاظمی در بازجویی ها رجوع کنیم اینها می گویند ما فروهر را کشتیم چون جایگاه خاصی در اپوزیسیون پیدا کرده بود و می توانست برای آینده نظام خطرساز باشد. ضمن اینکه او را پلی می دانستند بین نیروهای سیاسی داخل و خارج از کشور. داریوش فروهر به خاطر پیشینه اش و با توجه به جایگاهی که در میان نیروهای ملی و سکولار داخل کشور به دست آورده بود تنها کسی بود که می توانست این نیروها را به گرد خویش جمع کند و یک اتحاد هم درست کرده بود و در حال گسترش این اتحاد بود. من حتی چند بار پیروز دوانی را هم در خانه فروهرها دیده بودم او از فعالان چپ بود، در مجموع فروهرها در پی این بودند که یک اتحاد ملی سکولار دمکرات در داخل کشور ایجاد کنند و در عین حال با نیروهای اپوزیسیون در خارج از کشور هم ارتباط داشتند یعنی هیچ تفکیکی بین نیروهای داخل و خارج قائل نمی شدند. از طرفی جو سیاسی کشور هم به آرامی در حال باز شدن بود و من شاهد بودم که دیدارهای دانشجویان در خانه فروهرها زیاد شده بود و شرایط به گونه ای پیش می رفت که اینها می توانستند در سالهای آتی نقش بسیار مهمی ایفا کنند. مجموع اینها وزارت اطلاعات را به فکر حذف فیزیکی انداخته بود که در نهایت عملی شد.
*آیا فروهرها پیش از قتل تهدید هم شده بودند؟ و آیا سهل انگاری هم در این اتفاق نقشی داشته؟ (مثل سهل انگاری که در خصوص شاپور بختیار مطرح می شود)
یکبار در سال 1374 داریوش فروهر از جریان یک تصادف ساختگی نجات پیدا کرد که دقیقآ مشخص نیست در آن زمان می خواستند به او هشدار جدی بدهند و یا همان موقع قصد جانش را داشته اند و موفق نشده اند، اما سهل انگاری در خصوص قتل ایشان معنایی ندارد چون شرایط جغرافیایی دکتر بختیار متفاوت بود و او اگر اختیاط می کرد می توانست از حفاظت پلیس فرانسه کمک بگیرد اما فروهرها در تهران زندگی می کردند و طبیعتآ نیروهای امنیتی بر همه کشور تسلط دارند. ضمن اینکه داریوش فروهر برعکس خیلی از فعالان اهل مماشات نبود و وارد هیچ نوع معامله ای با نیروهای امنیتی نمی شد.
*اولین افشاگری در خصوص قتلها توسط علی ربیعی بود؟
اولین بار بهرام نمازی از یاران دایوش فروهر در مراسم فروهرها اعلام کرد که وزارت اطلاعات مسئول انجام قتلها است. به صورت رسمی هم اولین بار محمد خاتمی رئیس جمهور وقت کمیسیونی متشکل از علی یونسی، علی سرمدی و علی ربیعی را به عنوان مآمور پیگیری این پرونده معرفی می کند. چون اعضای این کمیسیون از بدنه وزارت اطلاعات بودند اینها به سرعت متهمین اصلی را پیدا کردند. از سویی یکی از متهمین اصلی مصطفی کاظمی معاون امنیت وزارت اطلاعات بوده و از دوستان علی ربیعی و برای او جزئیات قتلها را توضیح می دهد ربیعی هم قرار ملاقاتی ترتیب می دهد تا کاظمی این توضیحات را به رئیس جمهور بگوید و در همان دیدار خاتمی دستور می دهد مصطفی کاظمی را بازداشت کنند و پرونده پیگیری شود. البته پیگیری پرونده به جایی نرسید و آقای انصاری راد رئیس کمیسیون اصل 90 مجلس در همان زمان هم گفت که ما در ادامه بررسی پرونده به کسانی رسیدیم که قدرت برخورد با آنها را نداشتیم. با توجه به اینکه وزیر اطلاعات وقت آقای دری نجف آبادی هم مورد بازجویی قرار گرفت مشخص می شود که آمرانی که آقای انصاری راد می گوید توان برخورد با آنها را نداشتیم، در سطوح بالاتر از وزیر بودند. ضمن اینکه کاظمی در بازجویی ها گفته بود آیت الله خوشوقت حلقه رابط بین وزارت اطلاعات و بیت رهبری است.
*اراده آقای خاتمی در برخوزد با این پرونده جدی و ریشه ای بود و یا جناحی؟
این اقدام محمد خاتمی در کشورهای غیر دمکراتیک نظیر ایران کم نظیر بود. شروع برخورد خاتمی با این مسئله محکم بود اما در ادامه توان و یا اراده به سرانجام رساندن آن را نداشت چون مسئله خیلی گسترده بود و پیگیری اش کل نظام را زیر سوال می برد. بعد از آنکه دری نجف آبادی مجبور به استعفا شد بخشی از وزارت اطلاعات از این وزارتخانه خارج شدند و یک نهاد اطلاعات موازی را به سرپرستی مصطفی پورمحمدی زیر نظر بیت رهبری تشکیل دادند. از همان تاریخ حفاظت اطلاعات سپاه هم به عنوان یک نهاد اطلاعاتی موازی تقویت شد و دولت خاتمی و دولتهای بعد را با سد جدیدی به نام اطلاعات موازی مواجه کرد. البته بعد از پایان دولت خاتمی بخشی از نیروهایی که در پی افشای قتلها رفته بودند دوباره به این وزارتخانه بازگشتند.حتی امروز هم گفته می شود که وزارت اطلاعات تحت کنترل دولت نیست.
*چه عاملی باعث شد بعد از پاییز 77 قتلها حداقل به آن شیوه، متوقف شود؟
در مراسم فروهرها ده ها هزار نفر از مردم عادی شرکت داشتند که به نوعی اعتراض بود و آنها را به عقب نشینی واداشت. افشاگری دولت خاتمی هم در متوقف کردن قتلها نقش اساسی داشت.
*نقش مطبوعات نسبتآ آزاد آن سالها چه بود؟
از همان دی ماه که چاپ آن روزنامه ها شروع شد نقش بسیار مثبت و بسزایی در تنویر افکار عمومی داشتند. البته بعضی از این نشریات سعی داشتند قتلها را به گردن یک جناح خاص بیندازند که واقعیت اینطور نبود و وابستگی های جناحی آمرین و عاملین در وزارت اطلاعات هیچ تآثیری در اصل موضوع نداشت.
*همانطور که گفتید پیگیری های حقوقی به هیج جای مشخصی نرسید، از طرفیقانون اساسی جمهوری اسلامی بر پایه شریعت است و نه قوانین بین الملل و بر این اساس افرادی مثل روح الله حسینیان مقتولان را مهدور الدم یا به تعبیر خودشان واجب القتل می دانستند، چرا مسئولیت قتلها علنآ پذیرفته نشد؟
به هر حال درست است که در احکام شریعت این وجود دارد اما عمل به آن هم شرایط خاصی دارد و از طرفی اینها نمی توانند در مورد قتلهای سازماندهای شده وزارت اطلاعات چنین ادعایی مطرح کنند به هر حال اینها دادگستری دارند و حتی در قانون اساسی فعلی از لزوم دادرسی گفته شده و… توجیه این اعمال ساده نیست. از طرفی اگر قرار بود علنی کند از همان ابتددا پنهانی عمل نمی کرد.
*پیش از پاییز 77 ماجراهای میکونوس و قتلهای خارج از کشور صورت گرفت و پس از آن هم ماجرای اتوبوس مرگ نویسندگان پیش آمد، تشابه و تفاوت اینها در فکر و اجرا چه بود؟
می توان گفت همه در یک راستا بود. تفاوت در واکنش مردم به این اقدامات بود و همچنین اقدام محمد خاتمی که شرایط را به کل دگرگون کرد. در مقطع 77 این فشارها باعث توقف قتلها شد و پیش تر در ماجرای میکونوس هم فشار دولتهای غربی باعث توقف شده بود، این نشان می دهد که همیشه تنها افشاگری و فشار بوده که جواب داده.
*امروز که به گذشته نگاه می کنیم آیا این پروژه موفقیت آمیز بوده؟ عده ای تآثیر آن روی افکار عمومی را منفی می دانند و عده ای هم به قحط الرجال امروز اشاره می کنند.
بله و از این لحاظ قتل داریوش فروهر و شاپور بختیار را می توان مشابه دانست چون هر دو شخصیتهایی بودند که هیچگاه در اپوزیسیون جایگزین نداشتند. فروهر آخرین بازمانده نسل اول جبهه ملی بود که با دکتر مصدق ارتباط داشت و جایگاه بسیار بالایی در میان نیروهای ملی داشت و در عین حال همیشه کلیت حکومت را قاطعانه نفی می کرد. در پی این قتلها مردم و نیروهای سیاسی ضربات اساسی خوردند. بعلاوه دهها شاعر و نویسنده ای که کشته شدند سرمایه های فرهنگ و هنر این کشور بودند.
*امروز از سویی این قتلها متوقف شده که اتفاق مثبتی است اما از طرف دیگر به نظر نمی آید که انگیزه حذف نیز متوقف شده باشد.
قتلها در آمریکای شمالی و اروپای غربی متوقف شده. در حالیکه سیستان و بلوچستان هم جزئی از ایران است و قتلها در آن ادامه دارد و همچنین در کشورهای منطقه مثل عراق قتلها ادامه دارد. البته حذف اشکال دیگری هم پیدا کرده مثلآ ببینید از سال 77 به بعد تعداد زندانیان سیاسی و عقیدتی به میزان قابل توجهی افزایش یافته است، سرکوب جامعه بسیار شدید تر شده و همچنین تعداد فعالان در تبعید افزایش پیدا کرده است. برخوردهای امروز با اپوزیسیون هم پیچیده تر شده و جمهوری اسلامی سعی می کند به اشکال مختلف اپوزیسیون را مهار کند از طریق فرستادن نفوذی و ایجاد تنش و تفرقه، از طریق تولید ضد اطلاعات برای منحرف کردن افکار عمومی و انواع و اقسام راههای دیگر.

لینک سایت: http://cdiiran.org/2014/12/قتلهای-زنجیره-ای-و-پیامدهای-آن-پس-از-17-سا/



دسته‌ها:تاریخی‌, سیاسی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: